دوستای عزیز من 24 سالمه و معشوقم 34. توی محیط کاری با هم آشنا شدیم. ما جایی کار میکنیم که حداقل 700 پرسنل داره. یکی از مهمترین دلایلی که ما رو به هم نزدیک کرد، احترامیه که ما برای هم و برای خواسته هامون قائل هستیم. اون برای اینکه من رو شاد کنه و بهم بفهمونه که براش ارزش دارم، خیلی توی طرز لباس پوشیدن، آرایش ، و برخوردش با بقیه پرسنل تغییر ایجاد کرد. و همینطور من. وقتی آدم جایی هست که به جز خودش 700 نفر دیگه هم باهم کار و زندگی میکنن، خیلی بهتر میتونه بفهمه که طرف مقابلش چطور آدمیه (البته این اعتقاد منه ). ما با هم درباره آینده، درباره مشکلات و کلیات و جزئیات خیلی صحبت کردیم و دیدیم که تمام اونها رو به لطف خدا به کمک هم پشت سر خواهیم گذاشت. مشکل اصلی خونواده من سن اون هست. در حالیکه من گفتم : من میخوام بهترین سالهای عمرم رو کنار کسی باشم که واقعا دوسش دارم. مگه آدم چقدر میخواد زندگی کنه ، اون هم زندگیه لذت بخش ؟
ما هدفمون زیبا زندگی کردنه و برای هم موندن. هر 2تامون میدونیم که توی مسیر سختی قدم گذاشتیم، اما توکل به خدا مهمترین پشتوانه و شاید در حال حاضر تنها امید ماست. برای رسیدن به آرامش باید مسیر سختی رو طی کنیم و توی این مسیر هیچ طوفانی جلودار ما نخواهد بود ( به حق خدای نازنینمون).
باز هم اگه سوالی دارید برای شفاف شدن موضوع بگید تا بهتر بتونید ما رو راهنمایی کنید.
از لطفتون سپاسگزارم دوستان.
به امید شادی همه عشاق و خوشبختی همه.
حق نگهدارتون.