دوست عزيز در رابطه با توضيحاتت اضافه كنم كه دو هورموني كه نام برديد دوپامين از گروه هورموني كتكولامين ها است كتكولامين ها 3 هورمون نوراپينفرين واپي نفرين ودوپامين هستند
اين 3هورمون تنطيم كننده احساس شادي و غم (به صورت كمبود انها)واحساس هيجان (كار اصلي دوپامين )و از همه مهمتر تعين خلق خو است يعني پس از وقوع عشق وتاثير ان بر
دستگاه رواني اين 3تا اعمال حضور مي كنند ضمنا يكي از علت هاي افسردگي و مانيك (سرخوشي زياد كه در عاميانه قاطي بش مي گن عدم تنظيم اينهاست )دوست عزيزو انچه كه كفتي
مي تونه ميكانيسم دستگاه رواني باشه و جايگاه بخشهاي فعال مغز در مقوله عشق نه منبع عشق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
دوپامين وسليه اي است براي هيپوتالاموس در كنترل هيپوفيز در جهت كنترل هيجان و سرتونين هم ماننده ان ديگري ها كه توضيح دادم يك انتقال دهده عصبي است ملاتونين هم نوع ديگر از ان است بهر حال اينها تشريح منبع عشق نيست با اينها ما تغييرات فيزيولوزيايي بدن را در مواجه با عشق مي تونيم توجيه كنيم !!!!!!!!!!روزنامه ها هم كلي بيسواد دارن فدات شم !
اما منبع عشق كجاست ؟توضيح اين يك تاپيك جدا مي خواهد اگر خواستيد بگيد وبراتون بنويسم البته بخشي از اونها نظرات شخصي هستند در طول تحقيقيات دوران دانشگاه !
و اينكه به ما ثابت شده كه در بسياري از موارد ان مواردي كه مربوط به روان و روح است هم از درمان وهم توجيه ان ها با اتكا با نگرشهاي فيزيولوزيكي و طبي عاجزيم و جراحي روان
شايد روانكاوي از پسش بر مياد
اشتباه از انجا است متن شما عشق با نگرش فزيولوزيكي ميخواهد توضيح دهد و اينگونه فقط ميكانيسم بدني را توضيح ميدهد و اشتباه ميكند اين شبيه جنايت بزرگي است كه روانپزشكي در
حق بيماران رواني مي كند و انها را با سيستم هاي فارمالوزيكي نابود ميكند روزي بايد جلو اين اشتباه و جنايت بزرگ بشري گرفته شود







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)