RE: بااخلاق مديرعامل شركت چه كنم
در مورد هماي جان كه گفتيد من واقعا نخواستم كه خودم را صرف فقط كار كنم در كنار كارم كلاسهاي مورد علاقه و كارهاي متفاوتي انجام مي دادم براي همين از روز اول با ساعت خاصي توافق كرده بودم اما خوب زماني كه همه توي يه مسير حركت مي كنند اگر خلافشون بخواي حركت كني يا از مسير اصلي خارج مي شي يا بايد هم مسير با اونها بشي اينجا هم همينطور شد با اينكه مخالفت كردم با اضافه شدن ساعت كارم ولي موفق نشدم چون گفتند كه اداره كار اينطور گفته خوب مجبور به پذيرش شدم ولي مجبور شدم كلاسهاي مورد علاقه ام كه باعث شادي روح و سلامت رواني ام بود را كنار بگذارم چون مرخصي زيادي نمي تونم بگيرم از نظر رواني كم كم افسرده و خسته شدم و بخاطر اتفاقي كه اخيرا برام رخ داده باعث حساس شدنم و خستگي بيش از اندازه ام شد تا جايي كه حس كردم بريدم اگر هم رفتارهاشونو تحمل كردم بخاطر اين بود كه همه ميگفتن كه من زيادي نسبت به همه چيز حساسم و بايد با كارم كنار بيام و اينكه چون چندبار كارم را عوض كرده بودم ميخواستم بهشون ثابت كنم كه آدمي نيستم كه اهل كار نباشه و هر سختي و فشاري راتحمل كردم ولي با اينكار فقط خودم را بيش از پيش خسته كردم
در موردي كه جناب پواروت گفتند ما هر روزگزارش كار روزانه داريم كه البته قبل از اين نداشتيم ولي يه موردي هم كه هست بر اساس فلوچارت سازماني كه نوشته شده تمام كارهايي كه انجام مي دم جزوش هست بجز كارهاي جديدي كه از دفاتر ديگر ارجاع به دفتر مركزي مي شه و يكسري كارهايي كه جديدا اضافه شده كه اون هم مي گن بايد انجام بديد ... و زماني كه مي گم كه به فرض نمي شه جوابي كه مي شنوم اينه ( من اين حرفها را نمي فهمم بايد انجام بشه ) خوب من بايد چكار كنم شايد بيش از اندازه حساسيت نشون مي دم ولي كارم را دوست داشتم اما يه مورد جديد و اون اينكه قرار بود من ديگه مسئوليت دفتر مديريت را نداشته باشم و كس ديگه اي را استخدام كنند كه اون بتونه بيشتر بمونه ومن سر وقت برم ولي حالا قرار شد كه يكنفر را براي كارهاي بازرگاني (كارمند بخش فروش) استخدام كنند و مسئوليت منو با يك درجه تنزل بشم مسئول دفتر مديريت و اين بعد از دوسالي كه اينجام كمال نامردي بود
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
علاقه مندی ها (Bookmarks)