سلامی گرم به همه دوستان خوب
بامعذرت از اینکه تاخیر داشتم نمی دانم چه طور بگم هرچند هنوز باز مطمئن نیستم اما به نسبت تغییراتی پیش اومده شایید به قول بعضی از دوستانم زمان طولانی نامزدی باعث شده که یه جورای خسته کننده شده اما من به این نکته پی بردم نامزد واقعا نمی خاد جدا بشه ازش می پرسم میگه فکرامو کرده ام ازبحثاش مشخصه که میخاد ادامه بده از مراسم
عروسی وچیزهای دیگه حرف میزنه حالا مساله ای که وجود داره اینه من چند بار ازش خواسته ام یه جلسه بزاریم تا با هم بحث بکنیم وبه یه نتیجه نهای برسیم اما هر بار به دلایلی به تعویق میاندازه وحقیقتش من از این بابت نگرانم چون هنوز به یه ارامش کامل نرسیده ام واحساس میکنم اون تعهد نهای ایجاد نشده حتی دیشب که باهم بحث میکردیم میگفت توچرا اصرار داری که جلسه بزاریم تو مگه تغییراتو در من نمی بینی من یه زنم فرق میکنم باتو
از خانم های محترم میخام بیشتر نظر بدن
چرا اون نمی خاد مستقیم وشفاف بگه فکرش چیه
ایا من فقط به تغییراتی که دراون ایجاد شد اکتفا کنم
بعد از انهمه مشکلاتی که پیش اومده نباید به هم تعهد بدیم وخیال همو راحت کنیم
اگه میخاد ادامه بده وزندگیشو دوست داره ایا نیاز به اینهمه وقت تلف کرن هست
واقعا ممنون میشم که مرا راهنمای کنید