سلام :
بعضی از دوستانی که به این مکان (تالار همدردی )مراجعه کرده اند . با احساس یک الام و درد به دنبال مکانی برای بهبودی و یا همدردی می گشتند . و چون همدردی را مانند یک بیمارستان یا یک درمانگاه دیدند . مسائلشان را مطرح کردند . این دوستان قبل و یا حتی بعد از مراجعه به این مکان افراد با نشاط و با انرژی هستند . ولی درست زمانی مرا جعه می کنند که احساس درد دارند . نیاز دارند کسی را برای درد دلشان بیابند .لذا بعضا اورژانسی هستند و مشاهده کرده ایم که چگونه کادر بیمارستان همدردی بسیج شده اند و تمام نیرو و قوای خود را برای همراهی و همدلی به کار گرفته اند
هستند دوستانی که به عنوان بیمار به این بیمارستان مراجعه کردند و با همت و تلاش و همکاری خودشان ,افراد معمولی و غیر متخصص توانسته اند مرحمی روی زخم دل این عزیزان بگذارند .بعضی از آنها بعداز بازسازی روحیه خودشان توانسته اند خودشان در جایگاه یک پرستار به بقیه مراجعین یاری برسانند . (البته هرگاه الزامی بوده مدیران تالار تذکرات و توصیه های لازم را بیان نمو ده اند ). درنهایت انواع شیوه ها و راه حل ها جلوی پای مراجعه کننده قرار گرفته است . با نهایت همت و تلاش سعی بر درمان بوده است یعنی کادر این درمانگاه بهترین خدمات را انچه که در توان داشته ارائه نموده است .یعنی بنا به توانی که داشته اند:
گاه توانسته اند فقط شنونده ی خوبی باشند تا کمی تسکین باشد .
گاه این قدرت را داشته اند که خودشان را در موقعیت و جایگاه فرد احساس کنند .و با او همدردی کردند .
گاه از تجربیات خود استفاده کرده اند و راهنمایی کرده اند .
گاه با پیش زمینه مطالعاتی که داشته اند راهنمایی هایی داشته اند .
هرکسی بنا به توان و قدرت خود قصد به خدمت و همراهی داشته است.
و بقیه ی راه درمان یعنی مصرف به موقع و به اندازه ی دارو برمی گردد به خواست و همراهی مراجعه کننده .
دوستان عزیز : در بیمارستان یک مصدوم یا کسی که ازدرد به خودش می پیچد گاه به پزشک و پرستار خود ناسزا هم می گوید شاید اون لحظه که توقع دارد درد ی که ذره ذره مثل کوه روی شانه هایش امده پزشکش باید یک روزه ان را از روی دوشش برداردو انتظاردارد هرچه سریعتر بدون صرف وقت درمان یابد .واگر این را نمی یابد اشکال را در عدم توانایی پزشک و پرستار و درمان گر بداند لذا بیمارستان های متعدد را زیر پا می گذارد تا نهایتا در یابد که باید دوره ی درمان را پشت سر بگذارد. باید دارو هایی که تجویز شده را به موقع و درست استفاده کند.
دوستان من :همه عزیزانی که قصد بر ارائه خدمات و راهنمایی همنوعان خودشان دارند باید به این نکته توجه داشته باشند گاهی که عزیزی را بر لب پرتگاهی می بینیم.و خود او غافل است نه می توانیم تشویقش کنیم و به به !و چه چه سر دهیم که بپر . نه می توانیم با عجله و تند روی ,پند و اندرز نا خواسته اورا هل دهیم .بلکه باید به ارامی و نرمی دستش را گرفته و زیر پایش رانشانش دهیم .
اگر شرایط ازدواج ندارید.........(دمیدن در تنور احساسات ممنوع)بله کاملا درست است کسی که در پرتگاه احساسات قرار گرفته است دمیدن در تنور احساسات حال توسط چه خود او یا دیگری مانند به به و چه چه و هل دادن می باشد .ناگزیر باید تافراهم اوردن شرایط و بستری مناسب برای این امر صبر نماید . فردی که خودش یا دیگری در این دمیدن یاری می کند و به سمت پرتگاه می کشاند مسئول عواقب این امر است . متاسفانه از این امر غفلت کرده و بعد از این که کار از کار می گذرد دنبال درمان می گردد .در صورتی که پیشگری ان هزینه و درمان کمتری می طلبد .
گاهی عزیزان مراجعه کننده , از این مکان مجازی ارائه خدماتی که لازما باید حضوری و طی جلسات متعد د صورت بگیرد را طلب می نمایند که از انها خواسته می شود به مشاوری مجرب مراجعه نمایند.
بعضی از عزیزان هم صرفا برای اموزش و یادگیری مراجعه می کنند . اینجا مکانی اموزنده است که با بیان مثبت و منفی ها جمع و تفریق ها ضرب و تقسیم ها می توان اگاهیها را به توان رساند .دریک کلاس همه ی دانش اموزان حق ارائه نظر دارند حق سوال و پاسخ دارند . کلاسی بازدهی بالایی دارد که همه دانش اموزانش پویا باشند .درسها را به صورت گروهی و عملیاتی تمرین کنند .
دوستان بیاییم دراین کلاس زندگی. کمک کنیم تا با هم درسهایمان را پاس کنیم .








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)