سلام .اول از همه باید به خانواده اون آقا توجه کنی و ببینی آیا در غیاب خانواده خودت می تونن میزبان های خوبی برات باشند.
بعد باید به خودت مراجعه کنی ببینی روابط اجتماعیت اونقدر قوی هست که توی شهر جدید برای خودت چند تا دوست و همصحبت پیدا کنی.یا این که سر خودت رو با کار،فعالیت های اجتماعی یا هنری گرم کنی یا نه.چون شوهر بیچاره که نمی تونه تمام وقت آدم رو پوشش بده.
نکته دیگه اینکه ممکنه این شهر جدید زادگاه پدر یا مادرت باشه.خوب اقوام پدری یا مادریت اونجا هستند دیگه جای نگرانی نمی مونه...
در مورد مشکلات شهر های کوچک هم بگم که توی این شهر ها امکانات تفریحی خیلی کمتر از تهران هستش...و نکته مهمی که باید بهش توجه کنی اینه که معمولا-ونه همیشه-توی شهرهای کوچک مردم به زندگی هم کنجکاو تر هستند.نه این که این یک عیب باشه ..خوب بعضی وقتا خیلی هم خوبه که آدم احساس تنهایی نکنه.ولی بعضی آدما که به اصطلاح دوست دارن سرشون توی کار خودشون باشه،واکنش خوبی ندارند.
در مورد دوری از خانواده هم بگم که خیلی هم خوبه.هم عزیزتر می شی،هم به بهانه دوری راه می تونی ساعت ها و شاید روز های بیشتری رو خانه والدینت بمونی.حالا در نظر بگیر ترافیک تهران رو که گاهی برای این که یک مسافت کوتاه رو بری مجبوری خیلی بیشتر از این ها وقت صرف کنی.
آرزو می کنم خوشبخت باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)