[attachment=80]فردا بار ديگر خورشيد از افق مهرباني ها طلوع خواهد كرد و هر چه در سينه دارد بي هيچ چشمداشتي ارزاني زمين و زمينيان خواهد كرد . آري زمينيان ، آنان كه هيچ يك هرگز وسعت سخاوت و مهرباني خورشيد را نديدند و نياموختند كه مهربان باشند بي آن كه چيزي بخواهند.
روز با همه ي زيبايي هايش شروع مي شود و ساكنان اين كره ي خاكي چشم از خواب مي گشايند و سالم و سرحال ، زندگي را يك بار ديگر تجربه مي كنند و شايد هرگز به اين نمي انديشند كه ديروز آدمياني بودند ، كه امروز نيستند تا طلوع خورشيد را ببينند .پس يك بار ديگر " با چشماني باز به آن چه داريم بنگريم . "
مهرباني را از خورشيد بياموزيم كه به زمين مي بخشد بي آن كه نيازي به اين كره خاكي داشته باشد و يا اين عناصر كوچك نفعي به او برسانند.
سبزي را به برگ مي بخشد و رستن را به گياهان هديه مي كند. به هر دانه اي تجربه ي زيباي بلوغ را مي چشاند ، به آنان كه برهنه اند گرما مي بخشد تا براي پيراهني مندرس سر بر آستان بندگان خرد فرود نياورند.
قطره را آن قدر جلا مي دهد و وسعت مي بخشد تا او را تا بلنداي آسمان پيش ببرد و به اوج برساند ، همان قطره اي كه مي توانست در چاله اي كوچك مدفون شود . به تمامي جانداران عالم روشنايي هديه مي كند تا تمامي زيبايي هاي هستي را يك جا نمايان كند و همه از ديدن اين همه شگفتي سيراب شوند.
و سپس بار مي بندد و آرام و فروتن ، راضي از اين همه بخشش مي رود تا در پس يك كوه دمي بياسايد و براي بخششي ديگر آماده شود.
ما از خورشيد چه آموخته ايم ؟!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)