به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 28 از 31 نخستنخست ... 81819202122232425262728293031 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 303
  1. #271
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    سلام هما جان
    مرسی عزیزم بد نیستم درگیر امتحاناتمم داردرس مس خونممی خوام ذهنمو متمرکز کنم رودرسم فعلا به هیچی فکر نمی کنم
    ولی اوضاع خوبه خدا روشکر فعلا هیچ اتفاق خاصی نیافتاده ولی اوضاع از قبل خیلی بهتره
    برام دعا کنین

  2. #272
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    بلوم عزیزم، خیلی خوشحالم که اوضاع رو به راهه، بهترین کار رو می کنی، فعلا درسهات رو بخون.. امیدوارم موفق باشی عزیزم.

  3. #273
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 09:08]
    تاریخ عضویت
    1387-9-12
    نوشته ها
    303
    امتیاز
    4,557
    سطح
    43
    Points: 4,557, Level: 43
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 29 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    موفق باشی

  4. #274
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    سلام به همگی
    یک ماه درگیر امتحانام بودم توی این یک ماه اصلا آرشو ندیدم چون می گفت به درست برس الکی وقتت رو واسه بیرون اومدن تلف نکن
    دیروز بالاخره همدیگرو دیدیم اولش همه چیز خوب بود تا اینکه من ازش پرسیدم آرش برای قبل عید برنامه ات چیه واسه رسمی کردن رابطه مون برنامه ای داری یا نه چون خانوادم خیلی منو جدیدا تحت فشار گذاشتن اینو ازش پرسیدم گفت نمی دونم حالا تا ببینیم چی می شه
    منم گفتم بخداا اگه به بره خودم بود حرفی نبود ولی مامانو بابا بیچاره کردن منو انقدر پرسیدن پس چی شد چیکار می خوایین بکنین
    در جواب می گه چیه می خوان ببینن اگه من نخواستم یه کیس بهتر برات پیدا کنن دخترشون بی شوهر نمونه از جوابش خیلی ناراحت شدم سکوت کردم
    یهو گفت ببنین عزیزم من با خودمم مشکل پیدا کردم نسبت به همه بد بین شدم یه روز داغه داغم یه روز سرد یه روز دلم می خواد هر چی زود تر بریم سر خونه زندگیمون یه روزم اصلا انگیزه ای برای زندگی کردن ندارم گفت توو الان سکوت کردی چون می خوای زودتر برناممون درست بشه ولی بعدا اصلا رفتار های خانوادمو تحمل نمی کنیو همش می خوای بزنی تو سر من منم چون می دونم که اونا مخالفن رفتار خوبی باهات نمی کنن من مادرو خواهرمو بهتر می شناسم تو هم یه روزی می بری و اون موقع دیگه دیر شده برای اینکه بخوای زندگیتو نجات بدی دوباره گفت بخدا منم توانه جدا شدن از تو رو ندارم و جرات شروع زندگی رو هم ندارم من چیزایی رو می بینم که تو چشماتو روشون بستی
    تو تمام مدتی که حرف می زد سعی کردم ساکت باشم بعدشم گفت مثلا امروز بعده یک ماه منو دیدی بازم همون حرفای قدیمی رو وسط کشیدی
    منم گفتم ممن فکر می کردم تو از نظرم استقبال کبنب نمی دونستم ناراحت میشی وگرنه نمی گفتم
    رسیدیم سر کوچه آروم گفت برو خونه استراحت کن من امروز قاطی کیدم نمی فهمم دارم چی می گم
    رسیدم خونه رفتم تو اتاقم فقط اشک ریختم جوری که سر شام هم مامان هم بابام فهمیدن ولی به روی خودشون نیاوردن بعد از شام حالم به هم خورد تا ساعت 11 شب بیمارستان زیر سرم بودم اومدم خونه دیدم زنگ زده شمارش افتاده بهش اس ام اس زدم که بیمارستان بودم یه ربع بعدش زنگ زد گفت بجای اینکه این لوس بازی ها رو در بیاری و خودتو داغون کنی یکم رو حرفام فکر کن الان استراحت کن بزار آروم بشی
    ولی من تا صبح فقط اشک ریختم

  5. #275
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    بلوم جان عزیزم
    یه کم آرومتر باش . تو تا عید بهش وقت دادی مگه نه؟ خب منتظر باش ببین چه کار میکنه. اشک ریختن تو فایده اینداره. بهتره فقط یه کم جدی باشی که اون تکلیفشو با خودش و خانوادش روشن کنه.<a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=11" target="_blank"><img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/0002012D.gif" border=0 ></a>

  6. #276
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    سلام عزیزم. جدی نگیر.
    من هم همچین روزهایی رو گذروندم. اصلا جدی نگیر. مهم نیست.
    ولی بلوم خیلی کشش نده . یکبار تمومش کن بره. این حرف ها همه بهانه و ترسه کاذبه آرشه. یکبار دیگه هم گفته بودم. یک حرکت انقلابی و تمام.
    قول می دهم وقتی پای سفره عقد بشینه تمام این حرفها یادش می ره!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. #277
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 آبان 88 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1387-7-06
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    4,767
    سطح
    44
    Points: 4,767, Level: 44
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 10 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    بلوم عزیزم چرا اینقدر خودتو اذیت میکنی؟ بخدا خیلی واست ناراحت شدم . مواظب خودت باش.
    الان نمیتونم چیزی بگم دوباره بهت سر میزنم.

  8. #278
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    الینای عزیزم مشکل من تا عید و بعد عید و این چیزا نیست
    اگه آرش بهم بگه 3 سال دیگه قطعی همه چیز درست می شه منم می گم باشه تا اون موقع صبر می کنم مشکل من اینه که آرش می ترسه نازنین راست می گه یه ترس کاذب داره
    نسبت به همه چیز بد بین شده هی میگه زندگیه فلانی رو ببین با کلی عشق شروع شده بود ولی الان همش می زنن تو سرو کله ی هم
    من عشق ازدواج کردن رو ندارم ولی خانوادم کلافم کردن
    مامانم که دیگه هر چیزی می شه می زنه سر آرش کلاغ تو آسمون پرواز کنه مامانم آرشو مقصر می دونه
    دیگه خسته شدم چند روز پیش مامانم تو حرفاش می گفت سال دیگه این موقع تو هم سر خونه زندگیتی منم دیگه خیالم راحته می تونم راحت هرجا می خوام برم بهش می گم مگه من اضافیم می گه نه ولی بالاخره باید بری سر زندگیت
    مردمک عزیزم ممنون از نظرت

  9. #279
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    وقتی یه کم جدی تر با ارش برخورد کنی دیگه ترس از دست دادن تو رو داره
    یه کم جدی تر باش عزیزم

  10. #280
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    من قبلا هم برلت گفتم بلوم جان.دقیقا یک هفته قبل خواستگاری من به امبن گفتم بای. برو هر وقت شرایط زن گرفتن داشتی بیا. منم قول می دهم هیچ جا نروم. منتظرتم ولی دیگه اعصابم نمی کشه. بای تا وقتی بیای. اینو خیلی جدی به خواهرشم گفتم.
    به خدا قسم فردا شبش من و مامانم روحمون هم خبر نداشت مامانش زنگ زد. 5 شنبه اش هم خانه ما بود و ... باقی قضایا.

    یکبار انقلاب کن و تمام.


 
صفحه 28 از 31 نخستنخست ... 81819202122232425262728293031 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.