سلام خیلی ازتون ممنون که راهنماییم کردید واقعا خوشحالم که با این سایت اشنا شدم وازتون خیلی ممنونم که بانی خیر شدید وبه ما این امکان رو دادید که بتون بیایم وبا هم درد دل کنیم
راستش اگر هم این مشکلات کوچک باشند ولی خیلی زیاد در روحیه من تاثیر میذارن ونحو ه برخورد با اون را نمیدونم وطوری هستم که اگر کسی حرفی یا تکه ای بیاندازه تا چند روزاعصابم خورده وروحیه ندارم ودنبا یه نفر میگردم که با هاش در دودل کنم وقتی کسی نیست مجبورم به شوهرم بگم واون هم ناراحت میشه که چرا اینقدر به خودم فشار مییارم من تو خانواده ای بزرگ شدم که همه دلسوز هم بودن ولی خانواده همسرم در مریضی ومشکلات ما کنارمون نیستن ومن این موضوع را نمیتونم برای خودم توجیه کنم وازشون خیلی ناراحت میشم فکر نکنید که شاید من اینطور به نظرم میاد واقعا اینجوری هستن حتی فامیلهای خودشون هم این موضوع رو میدونن که اونا به ما توجه نمیکنن
اما شوهرم صبور تر از منه ومیگه من انتظاراتمو ازشون کم کردم ولی من نمیتونم مثل اون باشم وقتی میبینم هوای بقیه بچه هاشونو بیشتر از ما دارن








علاقه مندی ها (Bookmarks)