سلام آقای سنگ تراشان،
من 21 سالمه ، دانشجوی سال آخر یکی از رشته های علوم پزشکی هستم ، تو این شهر دانشجو هستم ، می دونید اگر یه خورده عصبی هستم به خاطر اینه که خیلی از موقعیت های خوب رو از دست دادمف من اصلا نمی دونم من باید سرنوشت رو بسازم یا ساخته شده، من به خاطر یه خواب 4 سال پیش که احساس می کردم خقیقت بود خیلی ها رو که با اون خوابم یکی نبود خذف کردم، دوست دارم الان قشنگ ترین احساسات رو تجربه کنم آخه مگه چند بار 21 سالم می شه، ولی نمی خوام ضربه ی روحی یا جسمی ببینم ، اولین کسی که واستون نوشته بودم،24 سالشه سال آخر مکانیک ولی اون اصلا نه خوب درس میخونه نه سر کار میره وقتش رو خیلی هدر میده برای زندگی نمیشه بهش اعتماد کرد ولی اخلاق خوبه ، تحملش بالاست، منطقی ، خیلی راحت باهاش می شه به نتیجه واسه مشکلات رسید، غیر مستقیم وابستگی خود را بیان می کنه اعتقادات خوبی داره، دومی تو ارتش ولی می خواد بیاد بیرون و قراره تو کارخانه ی باباش باشه،غیرتی ، یه سری محدودیت از الان تعیین کرده احساس میکنم بچه است ،خجالتی که اصلا من دوست ندارم از نظر احساسی وابستگی خودش را بیان میکنه،از نظر اعتقادی بیشتر حالت محلیه یعنی به خاطر اینکه از بچگی بهش گفتن و به خاطر کارش اعتقاد داره البته رو اعتقادات سفت و سخته سومی که گفتم لیسانس حقوق داره سره کاره کار خوبی داره درامد خوبی داره بسیار فعال هم هست،
غیرت هم داره هم حرفت را گوش می کنه، هم به خاطر کارش هم به خاطر خانوادش اعتقاد شدیدی داره ، ابراز احساسات شدیدی میکنه، و ثابت کرده با عملش که واسش مهمم واسه چیش رو نمی دونم ولی اهمیت خودو را براش می دونم،؛ ببخشین من با سایتتون تازه آشنا شدم نمی دونم مطالبم رو درست ارسال کردم یا نه؟ و شرمنده من قلم جلبی ندارم اگه بعضی جاهاش رو نفهمیدین مشکل از من








علاقه مندی ها (Bookmarks)