RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!
وهم عزیز من تاپیکتو همیشه دنبال می کنم چند نکته به ذهنم می رسه که بهت بگم شاید به رفع مشکلت کمکی کرده باشه
عزیزم جوانهای شهرستانی توی فرهنگ کاملا متفاوتی از تهرانی ها رشد می کنند چون محیط شهرستانها به شدت بسته ست و فرهنگ ها عموما سنتی وقتی که این جوانها با دختران تهرانی ازدواج می کنند دچار درگیری شخصیتی می شن از یه طرف فشار تربیت سنتی خودشان از یک طرف دید فرهنگی متفاوت خانواده و از طرفی هم درگیری با خود در انتقال به فرهنگ جدید عزیزم من ازاین موارد زیاد دیدم و برام عادیه حتی توی اطرافیانم مورد نزدیک داشتم این مساله رفتار دو گانه شوهرت رو در شرایط یکسان کاملا توجیه می کنه.
مساله بعدی اینه که پسرهای شهرستانی بیشتر از تهرانی ها تابع خانواده و وابسته به خانواده هستند و به عقایدشون بیشتر پایبندن بخاطر فشار اطرافیان و فشار اقوام که روابط نزدیک تری توی شهرستان به نسبت تهرانی ها دارن.
عزیز دلم چرا به این تفاوت های فرهنگی عمیق که بهترین زنگ هشدار برای توست بی تفاوتی ؟فکر می کنی زندگی که از شروع اینقدر اختلاف و تفاوت فرهنگی توشه در اینده بهتر می شه ؟؟؟چه تضمینی داری چرا فکر می کنی تنها تلاش تو تضمین خوشبختی ایندست؟؟؟؟
چرا اینقدر با افتخار می گی طلاق نمی خوای؟؟؟چه چیزی تو رو به تحمل پایبند کرده ؟؟بچه شرایط اقتصادی علاقه .....چی؟؟؟
یه کم فکر کن عزیزم زندگی شوخی نیست .من نمی گم جدا شو اما یه کم واقع بین تر باش.مواظب سلامتیت هم باش.خیلی مهمه
[size=medium]بهترین راه برای پیش بینی آینده خلق آنست.[/size][size=large][/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)