سلام دوست من!
اسمت خیلی قشنگه. منم هم سن تو هستم. حرفاتو خوندم. بعدش خودمو جای تو گذاشتم. خیلی سوالها برام پیش اومد. اونارو میخوام واست بنویسم. اگه هم دوست داشتی جوابشونو بده. اگه هم دوست نداری، حداقل پیش خودت تو یه جای خلوت بشین و جواباشونو پیدا کن.
دوست من!
یه نگاه به زندگی خودت بنداز. ببین آیا تو الان داری واقعا از زندگیت لذت می بری؟ آیا واقعا به زندگی و خونوادت علاقه مندی؟ آیا همه رو دوست داری یا فقط دوست داشتنت محدود شده به یه دختره و به جز اون کس دیگه ای رو نمی بینی!!!!! از همه مهمتر خودتو چقدر دوست داری؟ خودتو چقدر تحویل میگیری؟ چقدر با خودت مهربونی؟ چقدر دلت واسه خودت میسوزه؟ چقدر تو فکر خودت و پدر و مادرتی؟ چقدر به خاطر خودت و دل مهربونت گریه می کنی؟؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟؟؟؟ .................... بهتره به قول معروف یه کم ترمز دستی ذهنتو بکشی و همین جا که هستی وایسی؟ نه. اصلا چرا وایسی؟ بشین.....آره. بشین. بشین یکم به خودت و خونوادت فکر کن. بشین ببین واقعا از زندگیت چی می خوای؟ بشین یه کم حساب و کتاب کن ببین واقعا تو این عشق تا حالا چی گیرت اومده؟ ببین تو این معامله ای که تو در واقع داری با خودت انجام میدی، چی گیرت میاد؟نگا کن ببین آیا جوونیت رو لا به لای کوچه پس کوچه های دلهره و افسردگی و ناراحتی، گم نکردی؟ آیا مامان و بابات، یعنی اون دو همراه ارزشمندی که تو رو تو لحظه به لحظه زندگیت همراهیت کردن، یه جایی همون دور و برها گم نکردی؟ به خاطر یه دختره، یه سری احساسهای خوبی رو از دست ندادی؟ و حس با شکوه خوب بودن و اعتماد به نفس داشتن رو تو خودت ضعیف نکردی؟.... اینا گمشده های تو نیستن؟ یه خورده فکر کن. فقط یه خورده. زیاد وقتت رو نمی گیره. اگه یه کم دقت کنی، حتما خواهی دید که احساس های گرانبها و با ارزشی رو در بیخبری کامل از دست دادی و به حال خودشون رهاشون کردی. فقط به این دلیل ساده که اونها رو گمشده ی خودت حساب نکردی شاید وقت اون رسیده باشه که همین الان متوقف بشی!!!!!!!!!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)