نقل قول نوشته اصلی توسط ani2
وقتي كه به اش ابراز علاقه ميكنم تشكر خشك وخالي ميكنه وديگه هيچي دوسه بار هم به طور جدي بحث كرده ايم حتي يه بار من پيشقدم شدم وپيشنهاد جدايي دادم كه بلافاصله عكس العمل نشون داد وخواست فعلا بمونه تا بعد دو طرف با هم تصميم بگيريم گفتش كه اين تصميم يطرفه بوده يه بار ديگه ايشون پيشنهاد جداي دادند من همون لحظه گفتم نه اما بعد كه ديدم اصرار داره قبول كردم وقرار شد خانوادهامونو در جريان بزاريم كه باز انصراف داد وگفت فعلن نگوبزار بمونه فقط يه برنامه داشته ايم واونم اگه بشه بهار عروسي بكنيم
سلام!
من خودم تقربا مشابه این مشکل را با شخصی که چند سالی هست تصمیم به از دواج با همو داریم ولی تا اون موقع به طور خصوصی هیچ صحبت جدی با هم نداشتیم رو داشتم .ما هم اوایل رابطه جدیمون (اونی که برای آشنائی بیشتر خودمون شروع کردیم بعد از انکه خانواده ها تقریبا داشتند ما رو به بن بست میرسوندندو به جدائی همیشگی ما (بدون توجه به رابطه قبلی همکلاسی بودن و علاقه شدید ما به همدیگه وبدون احترام گذاشتن به حق طبیعی ما برای انتخاب شریک زندگی)راضی تر بودن/ رابطه مون با همه علاقه شدیدی که به هم داشتیم داشت کاملا به جدائی میکشید و دیگه هیچ جائی برای هیچ حرفی حتی معمولی و چه برسد به ابراز علاقه و ... باقی نمونده بود میدونید چرا؟
چون راه حرف زدن با همدیگرو بلد نبودیم.2 تا آدم عاقل و بالغ و اجتماعی که با همه دنیا میتونستم یه جوریائی ارتباط برقرار کنیم (و ار تباط فکری تله پاتی شدید فکری با هم داشتیم) باهمدیگه به صورت روبرونمی تونستیم صحبت کنیم!شاید به نظرتون عجیب بیاد ولی این واقعیتی بود که با وجودیکه نمی خواستیم حرفهای ناراحت کننده و نا امید کننده مثل :بیا تمامش کنیم / مگه قرار نبود دیگه تماس نگیری(حالا کلی منتظر تماس همدیگه بودیما!)حرفای بد و تندی که ظاهرا توهین آمیز هم ممکن بود به نظر بیاد ولی منظور واقعیمون این نبود و...به هم بزنیم اون کلمات سردی که میگین بینمان جریان داشت و داشت کاملا کارمون به جدائی میکشید ...
تا اینکه هفته پیش رفتم با یه مشاور صحبت کردم(تنهائی) همه چیزو گفتم از اول آشنائیمون تا این رفتارای آخری /میونید چی گفت :گفت اشکال از خودتون (منه )که نتونستین رابطه ای درست و دوستانه بدون اینکه به من شخصیتون و غرور و... توجه کنید بوجود بیارین.شما ها فقط خواستین به تلافی رفتارای بد گذشته و یا رفتارای اطرافیان جلوی همدیگه کم نیارین!دنباله حرفای بد وسردی رو که به هم زدن رو گرفین و فراموش کردین اصل رابطه چی بوده
شما هم اگه میگین اینطوریه و حتی برای بهار تصیم به ازدواج داشتین دنباله این راه به بن بست دائمی میرسه و اگه میگید شکالی نداره و هیچ کس اونیکی رو نمیتونه به زور نگه داره من میگم دوست داشتنی در کار نبوده چون آدم که مدعی کسی را دوست داره حداقل برای خواست خودش احترام قائله!به راحتی حذفش نمیکنه!
من توصیه میکنم 2تائیتون قبل از اینکه تصمیم قطعی رو بگیرید برین پیش یه مشاور مجرب تو امور خانوادگی که هم قبل از جدائی هم بعدشو دقیقا براتون توضیح بده و از نیت واقعی رفتارای طرف مقابلتون هم مطلع بشین اون وقت تصمیم نهایتونرو بگیرید!در هر صورت همیشه میشه را آخر رو برای آخرین مرحله گذاشت
پیروز و موفق باشین!