سلام:
بگذاريد همين اول اقرار كنم . واي چقدر سخته مو قعي كه مورد انتقاد قرار مي گيري. بي خود نيست مي گويند «ديگران را تشويق كن و هيچ وقت موردانتقاد قرار نده.» چون كسي ذاتا انتقاد را دوست ندارد . ولي اگر بخواهي عيوبت را اصلاح كني و يا اينكه خودت هم بتواني ديگران رامورد انتقاد قرار دهي وانها بپذيرند پس بايد انتقاد را پذيراباشي و اگر انتقاد از طرف دوست و دلسوز باشد حتما سازنده و كارامد است .«داوري نكنيد تا مورد داوري قرار نگيريد »قصد ما در اين تالار اين است كه هم داوري بكنيم وهم داوري بكنند .انشاءلله درست گفته باشم.
خوشحال شدم كه بالاخره اقاي سنگ تراشان سكوتشان راشكستندو خوشحالتر مي شدم كه مواردي كه مر بوط به من وسوالم مي شد را خطاب به خودم، ستاره مي نمودندتا بر اساس حدس و گمان دست به تحليل نزنم.من يك وقتي حرفي رامي زنم ولي احساس ميكنم طرف مقابلم يك برداشت ديگر مي كند .علت اين مورد را لطفا نقد كنيد.
همانطور كه ميدانيد شخصيت چيز پيچيده اي است و و نياز به شناخت دارد و نمي شود دراين مدت كوتاه كه در تالار قرار گرفتيم به راحتي اجازه داد در مورد كل شخصيت نظر داده شود .پس لطفا شخصيت زير سوال نرود فقط جنبه هايي را كه از نظر خودتان شناخته مي شود با در نظر گرفتن حق وحقوق انتقاد كنند ه و انتقاد شونده(انتقاد كننده: شناخت كافي داشته باشد -باملايمت و احترام - ازادي انتخاب به طرف مقابل )مطرح نمائيد .چون فكر مي كنم شناخت خودمان به اين راحتي نيست كه بخواهيم كاملا ديگران را بشناسيم ( هنوزبراي تمام ان 35 مورد سوال خودم دنبال جواب مي گردم تا ادعا كنم خودم را شناخته ام كه اگر هم پيدا كنم فكر نمي كنم بتوان ادعا كرد كه كاملا شناخته ام زيرا ان سان مو جود پيچيده اي است .)
اين كه چه جورنقدي ؟ نقدي كه دوستانه و دلسوزانه باشد.(جواب سوال اقاي معشوق همين جاست)
ما در اين جا داريم تمرين مي كنيم. مدير محترم و دوستان موارد خوبي را اشاره مي كنند.اينجا چيزها ي خوب زيادي ياد گرفتم .اينكه موقعي كه ازكسي انتقاد مي كنم متوجه باشم با اينكه منظوري ندارم اما در نحوه بيان بيشتر دقت كنم تا كلامم بيشتر نفوذ داشته باشد و اينكه اگر مورد انتقاد قرار گرفتم خونسردي خودم را حفظ كنم و از روي ذهنيات خودم نظري را ارائه ندهم.من اين ياد گرفته هارا مي پذيرم و در درونم مي خواهم انهاراتجزيه و تحليل كنم . دوستان از شما زمان مي خواهم تا انها را كاربردي كنم.شما هم مرا دعا كنيد.
بهتر است دراين مورد(انتقاد )ابتداكمربندهارا ببنديم(كمربند ايمني )
پس درست نيست شمارامنتظر بگذارم. در مورد پست 13.باكمال ادب و احترام خدمت اقاي بزرگوارمعشوق همين جاست كه:همانطور كه گفتم ما شناخت كافي نداريم پس كاري به كل شخصيت نداريم شخصيت شما مورد احترام همه ماست ولي در مورد برخوردها و بازخوردها ي شما در تالار . چرا در مقابل قرار مي گيريد و چرا فوري انتقاد ميكنيد و گاهي هم توهين( به كسي ربطي نداره و....)ولي انصافا درمورد امضا با اينكه زود در جهت مقابل قرارگرفتيد ولي بعدا سرعت خودتان كاسته و در كنار قرار گرفتيد .اگر هم امضاءراپاك نمي كرديد همين كه انتقاد را پذيرفتيد و شعر را كامل كرديد كافي بود چون انوقت اين من بودم كه انتقادم را پس گرفتم چون ديگر به شعر ايرادي وارد نبود و كامل شده بود.به نظر شما اين انتقاد سازنده نبود؟.حالا اگر من خدايي نكرده جايي توهين كردم لطفا ذكر نماييد (به جز انجا كه روي خطابم به همه مردهابود نه شخص شما).
خدايا كمكمان كن وارامشي عطافرما تا بپذيرم انچه راكه نمي توانم تغيير دهم(دينم و قرانم كامل است و همه چيز براي سعادت من روشن)شهامتي كه تغيير دهم انچه مي توانم .(خصوصيات و اخلاقيات وهواي نفس)بينشي كه تفاوت ان دو را بدانم(تا چه حد از انسانيتم دورم) «امين»








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)