با تشکر از همه ی عزیزان بله اقای ارمان اتفاق افتاده دیروز هم تو دانشگاشون براشون مراسم گرفته بودن
اما اقای سنگ تراشان خواهرم میگه من باعث مرگش شدم اگه قبولش کرده بودم دست به خود کشی نمی زد اون یه پسری بود همیشه می گفت من دنبال حقیقتم خیلی کتابای روانشناسی فلسفی خیلی هم قرانو می خوند به خواهرم می گفت برو قرانو با معنیش بخون مثلا می گفت چرا خدا تو قران می گه ما به هر که بخواهیم نعمت می دهیم و هر که را بخواهیم هدایت می کنیم چرا ... چرا ....چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
هزار تا چرا تو ذهنش بود عاشق طبیعتم بود می گفت دوست دارم یه جای دنج و اروم باشم هر وقتم دلش می گرفت می رفت باغ یا کوه
اما این چند مدت از مهر امسال به بعد خیلی روحیش خوب بود برخلاف میلش که اصلا کار اداری دوست نداشت به خاطر خواهرم تو یکی از اداره ها پذیرفته شده بود و اونجا کار می کرد اما وقتی که دیگه جواب نه قطعی و نهایی رو شنیده بود حالشون چند روز بد میشه و متاسفانه خودشونو ............ به خاطر همینه که خواهرم همش عذاب می کشه و خودشو اذیت می کنه که کاشکی این کارو کرده بودم فقط داره افسوس می خوره