با درود؛سرکار خانم psy 133 شما زیاد سخت نگیرید جانم!!زیرا که بنده این نوشتار را ویرایش کرده ام،اکنون یا آن *ده دقیقه ای کذایی* گذشته و نوشتار ویرایش نشده یا اصلاً خودش حال نکرده تا ویرایش شود . . . . .
*می باشد* را هم به *نمی باشد* مبدل سازید.
من به سخنان آشتی جویانه و آرای شما احترام می گذارم،اما سخنم درباره ذات مردان ایرانی و رفتار نابهنجار آنان را که رویکردی تاریخی،جامعه شناسانه و روان کاوانه داشت را به هیچوجه نمی توان منکر شد.
و باز در باب سود هر کاری،شما جریان را جور دیگری تعبیر(تحریف) می کنید.چرا که من سودی آنی و لحظه ای را نگفتم و از فحوای سخن بنده نتیجه و سود *کلی* در زندگی که همانا خوشبختی است،ایفاد می گردد.
در اینجا لازم است به آرتمیس گوشزد نمایم که از اینجا به بعد درباره مشکل ایشان با همسرشان نیست.
در ادامه باید خاطر نشان نمود که هنگامی که برخورد ما تا حد امکان با همسرمان بهنجار و نرمال است و بازخورد آن نابهنجار و غیرطبیعی،خوب آشکار است که ما احساس بدی پیدا می کنیم و در *همان زمان* خوشبختی و آرامش درونی ما هم از کف می رود و حال اگر به صورت خطی و مکرر در طی زمان این کنش و واکنش ها استمرار یابند،آنگاه از جمع آن نا خوشیهای به ناچار در *کل* زندگی احساس بدی خواهیم داشت.
اما راه حل چیست؟آن است که همین فرمایشات گهربار سرکار را به طرف بیمار و مشکل دار در این ماجرا نیز در میان بگذلریم.زیرا که آن سوی ماجرا انسانی است غیرطبیعی که می اندیشد:این کردار ناپسن او امری عادی است و از قبح آن خبری ندارد،پس کوششی در جهت اصلاح خویش به عمل نمی آورد.
من کاملاً با بیانات سرکار همراهم که سعی در تزریق آرامش و روحیه شکیبایی و تحمل را در مخاطب دارید،اما هیچ کسی(من و شما و هر مشاور یا روانکاوی) نمی تواند از پشت اینترنت و آنهم بدون حضور طرف دیگر ماجرا و نیز صحبت رودررو و دیدن زبان بدن مراجعان و لمس نزدیک رفتار آنان،راهکار ارائه نماید.
پرسشی اساسی که در این میان پدیدار می شود آن است که فرضاً مخاطب ما این رفتارها را پی گرفت،آیا تضمینی بر بهبود روابطش با شریک زندگیش وجود دارد؟؟؟
در فرازی از سخنتان،فرمودید:
**به خاطر داشته باشید تفاوت از اینجا آغاز می شود که پسرها و دخترها در کودکی به طرزی کاملا متفاوت آموزش دیده اند.
به دخترهای کوچک آموزش می دهند در آینده شغلشان این است که اوضاع را بهتر و شرایط را اصلاح، پدرشان را خوشحال تر، خودشان را زیباتر و خانه را مرتب کنند. بنابراین اگر زنی اشتباه کند، اینطور فکر می کند که چطوری می توانم جبران کنم؟**
به جرات می توان گفت که این طرز تربیت دختران بسیار ناپسند و مضر است.زیرا که همزمان باید اعتماد به نفس و شناخت حق آنان نیز در نظر داشت و به آنان شناساند.
در ادامه بیان داشتید:
**البته عکس این حالت برای مردها صادق است. ( برای یک مرد غالبا خواندن یک کتاب، در زمینه رشد شخصیتی، یا برای مشاوره نزد روانکاو رفتن، به این معنی است که اعتراف کرده که کارها را خوب انجام نمی دهد، بنابراین پسر بدی است. ) **
این تصویر شما از مرد ایرانی در این زمان،رویاست و درصد بسیار کمی چنین رویکردی دارند که دلالیش را گفته ام.(البته به قول مدیر:برخی مردان)
راستی شما خوتان می دانید که این جانب مجرد=آزاد هستم و تازه فرمایش خانم باربارا دی آنجلس هم مربوط به مردان و شوهران آمریکایی است که در اندیشه،روش زیست و تعاملات از زمین تا آسمان با مردان اینجایی تفاوت دارند.








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)