سلام گردآفرید
ببینید من متوجه بحث شدم ....اما بحثه زندگی و رفتار عزیز ترین کس در زندگیه ...نه دوست یا یه همکلاسی که چنانچه قدر دان ما نبودند یا معترف به اشتباهات خودشوننشد بشه کلیت ماجرا رو فاکتور بگیریم....شما فرمودید:اگر انصاف داشته باشید،می بینیید که همسر ایشان اصلاً از نظر عقیده و تفکر،دیدگاهی رییس-مرئوسی به آرتمیس دارد و یا او را با لفظ *دختر* و *خودسر* خطاب می کند.خوب با کسی که چنین می اندیشد چه باید کرد؟؟؟
بنده پرانتزی در عریضه قبلی باز و مسئله کلی تری رو مطرح کردم....و جوابی هم براش دادم...یادمون نره اخلاق زناشویی حکم میکنه مثل باغبون از بودن خارهای گل اخمی به ابرو نمیارن و هرگز از باغ غافل نمیشن ......
من سوالی از خود شما دارم:شما رمز موفقیت زوجهای جوان رو چی میدونید؟اگر قرار بود در زندگی مدام به سود دهی فکر کنم نه تنها باغبون خوبی نیستیم که تاجر خوبی هم نیستیم ....سود در زندگی احساس خوشبختی,امنیت,آسایش و آرامشه....این امورات زمانی رخ مینماید که به خاطر صرفاً بخش نامطلوبی از زندگی تمام اونو فاجعه آمیز نخوانیم....
از لغت زیبای انصاف سخن راندید:D....اگر بخوام به امر شما گوش فرا دهم من نیاز دارم حداقل نیم ساعت با خانوم و نیم ساعت با آقا در مورد مشکل صحبت کنیم....ولی از جایی که این امر میسر نیست راه میان بر رو خدمت دوست خوبمون عرض کردم....پس خیلی بی انصافی نشده و دوام این راه به مراتب ماندگار تره...
.اما در موردموضوع این بخش(چرا مردها فكر ميكنندكه در هيچ موضوعي اشتباه ندارند؟)...
شاید بتوان به جرات گفت مهمترین تفاوت زنان و مردان اینه که زن ها از اینکه اشتباه کنند نمی ترسند...شهامت بیشتری هم در پذیرش خطا ها دارند.
به خاطر داشته باشید تفاوت از اینجا آغاز می شود که پسرها و دخترها در کودکی به طرزی کاملا متفاوت آموزش دیده اند.
به دخترهای کوچک آموزش می دهند در آینده شغلشان این است که اوضاع را بهتر و شرایط را اصلاح، پدرشان را خوشحال تر، خودشان را زیباتر و خانه را مرتب کنند. بنابراین اگر زنی اشتباه کند، اینطور فکر می کند که چطوری می توانم جبران کنم؟چطور اوضاع را بهتر کنم؟ ممکن است احساس بدی نسبت به اشتباه پیش آمده داشته باشد، اما معمولا در اسرع وقت شرایط را بهتر می کند.
به خاطر داشتن چنین حسی، زن ها می توانند با فعالیت های بهبود بخش و اصلاحی، خودشان را مشغول کنند و یا کتاب هایی از این دست بخوانند، مشاوره بگیرند و یا به سمینار بروند.
البته عکس این حالت برای مردها صادق است.( برای یک مرد غالبا خواندن یک کتاب، در زمینه رشد شخصیتی، یا برای مشاوره نزد روانکاو رفتن، به این معنی است که اعتراف کرده که کارها را خوب انجام نمی دهد، بنابراین پسر بدی است. ) :P
آیا تا به حال برایتان پیش آمده به همسرتان پیشنهاد بدهید، برای مشاوره هر دو نفر نزد مشاوره خانواده یا روانکاو و یا به اتفاق هم به یک سمینار درباره روابط بروید و او با عصبانیت و گوشه و کنایه به شما پاسخ داده باشد؟
تا به حال باید علتش را فهمیده باشید. او احساس نمی کند که پیشنهادی کرده اید، بلکه اینطور می شنود که می گویید: یک نقطه ضعفی دارد و باید آن را اصلاح کند. البته منظورم در اینجا این نیست که بگویم مردها به رشد شخصیتی علافه ای ندارند، اما به خاطر داشته باشید به مراتب برای مردها سخت تر است که از کسی کمک بخواهند و یا اینکه روی تغییر خودشان کار کنند.« دکتر باربارادی آنجلیس »
مردا هم بنا به طبیعت خاص خودشون ویرگیهای منحصر به فردی دارن.....این نه بده ونه غیر قابل پیش بینی....مهارتهای خاصی جهت برخورد با هر مسئله ای در زندگی مطرحه....
دلسوزی شما قابل تحسینه....
موفق باشید...![]()










( برای یک مرد غالبا خواندن یک کتاب، در زمینه رشد شخصیتی، یا برای مشاوره نزد روانکاو رفتن، به این معنی است که اعتراف کرده که کارها را خوب انجام نمی دهد، بنابراین پسر بدی است. ) :P
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)