دوست عزیز این مشکل کمی ریشه دار است که شاید شماسهم کمی از آن داشته باشید. وقتی که حاکمیت نتواند برای قشر تحصیل کرده شغل پر درآمد و مناسب شاَن آنها فراهم کند بسیاری از پسران برای پول درآوردن درس و دانشگاه را رها کرده و رو به سوی شغل آزاد می آورند زیرا پس از تحصیلات دانشگاهی آن آینده ی مطلوب را برای خود متصور نیستند. وگرنه پسران جامعه مسلماً هیچ گاه از لحاظ علمی و بهره ی هوشی از دختران اگر بالاتر نباشند پایین تر نیستند. خب وقتی این گونه پسران قصد ازدواج داشته باشند تازه اگر خود را آماده ی مواجه با برخی از مشکلات اقتصادی جامعه ببینند، سراغ دخترانی میروند که آن دختران آنها را پایین تر از خود نبینند و به خاطر حس برتری طلبی مرد معمولاً طالب زنانی همسطح با سواد خودشان یا پایین تر هستند. از همین رو بسیاری از زنان با لیاقت و نجیب و خوب که تحصیلات بالایی دارند مانند شما، شانس کمتری برای ازدواج می یابند. البته تصمیم شما برای تحصیل تصمیمی بسیار درست و در جهت رشد شخصیتتان بوده اما متاسفانه مدیریت های غلط همانگونه که گفتم باعث عدم تمایل بسیاری از پسران به تحصیلات عالیه و پدید آمدن چنین مشکلاتی شده است. شما سعی کنید خودتان را شخصی متواضع و مهربان و کم توقع نشان دهید که اگر احیاناً کسی برای پا پیش گذاشتن مردد است بر ترس خود فائق آید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)