سلام
با تشكر از همه ي عزيزان كه خيلي كمكم كرديد.
مي خواستم بدونم كه اگر همسرم اشتباهي كرد من چطور مي توانم اورا متوجه اين موضوع كنم چون هر بار كه از جمالاتي همچون جملاتي كه تارا جان مثال زدند استفاده مي كننم همسرم كاملا قيافه حق به جانبي گرفته و دوباره كار خود را تاييد كرده و مي گويد : نه تو متوجه نيستي . و اين موضوع باعث مي شود تا هيچگاه از گفته هاي من و مشورت هاي من حتي اگر هم خوب و درست باشد استفاده نكند با اين خيال كه او مرد است او مرد هست و هر تصميمي مي تواند بگيرد و پيروي از نظرات همسر براي او افت دارد . لذا من مجبورم تا به طريقي اورا متوجه اشتباهش بكنم تا بداند كه اشتباه كرده و اشتباهاتش عواقبي داشته و و او داناي مطلق نيست و مي تواند از نظرات من نيز در زندگي مشتركمان استفاده كند .
به نظر خودم همسرم به جز اين مورد كه مرد را برتر از زن مي بيند ايراد ديگري ندارد ولي
همين موضوع و غد بودن همسر من باعث مي شود تا اختلافاتي در زندگييمان پيش بيايد من او و زندگي مشتركمان را دوست دارم و از اين كه ايين اختلافات بعدا مشكلات بزرگتري پيش بياورد مي ترسم .متشكر مي شم اگر راهنماييم كنيد .
برخي اوقات از اين كه نمي تونم حرفهايم را به همسرم ثابت كنم كه من درست مي گوييم احساس خفگي و سرخوردگي بهم دست مي دهد و ترس از اين كه من تا آخر عمر هيچگاه نمي تونم براي زندگي ام تصميم بگيرم يا اينكه اگر جايي حق با من است حقم ناحق مي شود ، تمام وجودم را مي گيرد و اين ترس باعث دلسردي من از زندگي مي شود .
اگر همسرم خواسته اي داشته باشد و من براي او توضيح دهم توضيحاتي كاملا منطقي كه آن خواسته امكان پذير نيست درست همان آب در هونگ كوبيدن است . چون بالاخره كاره خودش را مي كند . در اين موقع است كه من مجبور مي شم تا اشتباهات گذشته اش را ياد آور شوم و او مخالفت كند و درگيري شروع شود هرچند كه هميشه او پيروز مي شود و من تسليم او ميشوم فقط بخاطر اين كه دوستش دارم و نمي خواه از من ناراحت شودولي از درون داغون مي شم .
از پر جونگي هام معذرت خواهي مي كنم ولي اين موضوع باعث شده تا احساس كنم زندگي مشترك يعني بردگي.![]()










ولي از درون داغون مي شم .
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)