سلام 1371125
نمی دونم اسمت چیه ؟ نمی دونم کجایی ؟ نمی دونم مشکلت چیه ؟
فقط می دونم که غمگینی و رنج می بری .. از چی ؟ نمی دونم ؟
اما خیلی دلم می خواد بدونی و باور کنی که دوستت دارم ... نه تنها من که همه ی کسانی که در این تالار هستند با تو احساس نزدیکی و یکی بودن می کنند ...
رنج تو منحصر بفرد است و درد تو ... اما غیرقابل درمان نیست ... مثل رنجهای منحصر بفرد و نادری که هریک از ما به تنهایی تجربه کرده ایم ...
رنج متعلق به انسان است و درد معنای زندگی ... انسان بی درد انسان نیست ... ما با دردها و رنجهای حاصل از تصمیمات و انتخابهایمان می توانیم نام انسان را یدک بکشیم و گرنه ...
عزیز دلم ؛
همیشه در زندگی لحظاتی وجود دارد که انسان را تا لبه ی تاریکی و ابهام پیش می برد تا مرز فروریختن و نابودی اما آنچه قابل افتخارست و باعث بالندگی .. اراده ای ست که تاریکی را روشن می کند ، ابهام را محو می کند و زندگی را پرمعنا .. چرا که انسان با بودن انسان است و نه با نبودن ...
آخ که اگر می شد درون آدمها را دید ، می فهمیدیم که همه چقدر تنهایند ... اگر می دانستیم آدمهای مختلفی که دوروبر ما هستند چه لحظاتی را پشت سر گذاشته اند و خواهند گذاشت ، چه اشتباهاتی کرده اند و خواهند کرد ، چه اتفاقاتی در زندگیشان افتاده و خواهد افتاد ، چه فرصتهایی را از دست داده اند و خواهند داد و چه... و چه ... هیچگاه از آنها و از قضاوت آنها و از بودن یا نبودن با آنها نمی ترسیدیم ...
انسان ناگزیر از تجربه است و تجربه همیشه شیرین نیست ...
پس نباید ترسید ...
نباید از قضاوت آنها هراس داشت ... چشم قضاوت انسان کور است ... آدمها با وجود همه ی اشتباهات و خطاهایی که دارند
گاهی دچار فراموشی می شوند و در مقابل دیگران قاضی هستند ... اما در نهایت همانی هستند که واقعیتشان است و...
پس دلیلی برای ترس و واهمه وجود ندارد ... چون همه مثل هم هستیم ... و همه انسان ...و هیچ کس بالاتر و پاک تر و بی گناه تر از بقیه نیست ...
اگر اتفاقی افتاده و مشکلی برایت پیش آمده یا از ناحیه ی کسی آزار دیده ای یا در شرایط بدی هستی و یا ... باید باور کنی که قوی هستی ... هیچ کس ضعیف نیست ... وقتی نیرو هست ضعف معنا ندارد و من باور دارم که تو نیرومندی و بزرگتر از هر حادثه ای ...
...
بگذر که خواهم بگذری ..
دوستت دارم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)