به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 47

موضوع: خود كشي

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آذر 96 [ 14:31]
    تاریخ عضویت
    1386-10-22
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    14,912
    سطح
    79
    Points: 14,912, Level: 79
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 438
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    625

    تشکرشده 691 در 187 پست

    Rep Power
    49
    Array

    RE: خود كشي

    سلام دسته گلهای خوشبو
    اي دوست....
    *مرا وسيله صلح و آشتي خود قرار ده
    *تا آنجا که نفرت است... حامل عشق
    *جايي که خطا کاري و بدي است ... حامل گذشت
    *جايي که نادرستي است ... حامل درستي
    *جايي که نا اميدي هست ... حامل اميد
    *جايي که نفاق هست ... حامل يکرنگي
    *جايي که شک هست ... حامل يقين
    *جايي که تاريکي هست ... حامل نور
    *و در جاييکه غم هست ... حامل شادي باشم
    پروردگارا:
    *کمکم کن که به جاي تسلي خواهي..تسلي دهم و به جاي درک شدن درک کنم..زيرا که پيدا کردن در گرو گم شدن است و با بخشش ديگران خود بخشوده ميشويم و در مرگ حيات جاودان پيدا مي کنيم .

    موفق باشید...

  2. 4 کاربر از پست مفید psy133 تشکرکرده اند .

    psy133 (دوشنبه 19 تیر 91)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي

    سلام عزیزم ،

    می بینی که همه همه چیزو گفتند . .. می بینی که تنها نیستی ..

    منم اگرچه دیر اومدم اما اومدم بهت بگم دوستت دارم . خیلی زیاد ...
    اومدم بگم روی من هم حساب کن . آماده ام هرکاری که بتونم برات انجام بدم ...

    اومدم بگم حس می کنم به هم نزدیکیم و شبیه به هم . خیلی زیاد و خیلی عمیق ....
    آخه منم گاهی احساس تنهایی می کنم . احساس بد غربت . احساس بد بی اعتمادی ...
    می دونی چیه ؟ گاهی با تمام وجود احساس می کنم گیر افتادم .. توی تله افتادم ... توی بن بست گرفتار شدم و هیچ راه فراری ندارم .. نردبونی هم نیست که از اون بالا برم و خودمو نجات بدم ...
    گاهی از اینکه نگرانیم و فکرم رو با دیگران در میون بذارم می ترسم ... نکنه از من بدشون بیاد . نکنه دوستم نداشته باشن . نکنه دیگه منو نخوان ... تحقیر می شم .. تمسخرم می کنن .. بی ارزش می شم ...
    وای خدای من ! اگه بدونن چی شده؟ ... اگه بفهمن من چیم و کیم؟ ...
    می دونم : طردم می کنن .داغون می شن . عذاب می کشن ... محبتشون ... آخ که دیگه هیشکی و هیچی برام نمی مونه . خودم ؟ آیندم ؟ فردام ؟ ...

    پس با خودم می گم : ولش کن . اگه به کسی نگم بهتر از اینه که منو آدم بی ارزشی بدونن ...
    اما آخه تا کی ؟ خسته می شم . تحملم تموم می شه . داغون میشم ... بار این همه تنهایی ، عذاب ، ترس ، سرزنش ، گناه ، غم بی فردایی و ... برای شونه های من سنگینه .... و من هنوز کوچیکم ...
    اما یه چیزو می دونم اونم اینه :
    حتی اگر کسی ندونه من چیکار کردم. حتی اگه کسی دوستم نداشته باشه. حتی اگه همه منو تنها بزارند ، یکی هست که هم می دونه چه کردم ، هم دوستم داره و هم تنهام نمی ذاره حتی اگه من اونو نخوام یا دوستش نداشته باشم یا ازش دلگیر باشم یا ازش خجالت بکشم یا فکر کنم که منو نمی بخشه و ازش چیزی نخوام ....اونم خدای منه ... خدای مهربونی که همیشه و در همه حال با منه و بزرگتر از همه و بخشنده تر از همه و قوی تر و داناتر از همه ... با من و در من ....

    این فکر بهم انرژی میده ....پس من تنها نیستم ...

    پس تصمیم می گیرم قوی هم باشم . قوی و باهوش .من باید قوی و باهوش باشم و محکم ....
    فکر می کنم : چیکار کنم بهتره ؟ باید بفهمم وقتی کسان دیگری در این شرایط قرار می گیرند چه می کنند ؟ وای خدای من یعنی باید با کسی در این مورد حرف بزنم ؟ ... نه ...نمی تونم ... اگه ... اگه ... اگه... و این اگه ها مثل خوره می افتن به جونم ...

    اما من قوی ترم . یعنی باید باشم . نباید بترسم . آخه خدای قوی من با منه ... مطمئنم آدمهای زیادی هستن که
    می تونن کمکم کنن و می دونم خدای من اونقدر دوستم داره و اونقدر مهربونه که اونارو سرراه من قرار می ده ... فقط باید اراده کنم و بخوام که شرایط رو تغییر بدم .... راهها خیلی زود پیدا می شن ... چشمام باز می شه و من می بینم که چطور باید عبور کنم ... فقط عبور ...


    عزیز من ؛
    نترس ... قوی باش ... هیچ مشکلی ، هیچ اشتباهی و هیچ عملی در دنیا نیست که بتونه آدم رو مجبور کنه که خودشو بکشه . می دونی چرا ؟ چون ما بزرگتریم و محکم تر از هر چیزی ... چون یه خدای بزرگ ، مهربون ، قوی و دانا از ما حمایت می کنه ...

    عزیز دلم ؛
    اشتباه و خطا معمولی ترین کاریه که همه ی آدمها مرتکب اون می شن . هیشکی از دل هیشکی خبر نداره . از کجا می دونی که من و
    بقیه ی آدمایی که دوروبرت هستیم شرایطمون از تو بهتره ؟ اما کسی دلش نمی خواد خودشو بکشه ... چون همه می دونن برای هر مشکلی راه حلی هست ... حتی اگه سخت ترین و بدترین مشکل روی زمین باشه ...

    گل من ؛
    بهار داره میاد ، گلها توی راهند ... عید ... بوی خوش شکوفه ها .... بارون بهاری ، پرنده های مهاجر ، آسمون آبی ، شبنم ، سبزه ، برگ ... تازگی و نفش کشیدن با بهار ... و از اون قشنگتر تو با یه عالمه آرزوهای قشنگ .. دلت میاد به این همه چیزهای قشنگ پشت کنی ؟
    دیده بودم در مورد بهتر درس خوندن و برنامه ریزی درسی سوال می کردی . تو می تونی شاگرد اول باشی .... شایدم باشی و ما بی خبریم ... مگه اکرم بهت نگفته بود چطوری درس بخونی بهتره ...

    من منتظرم منتظر یه حرف تازه ...

    دوستت دارم . هزارتا خوبه ؟ یه دنیا چطور ؟:P

  4. 7 کاربر از پست مفید طاهره تشکرکرده اند .

    طاهره (دوشنبه 19 تیر 91)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي

    سلام ( 1371125 )عزیز.
    نمی دونم چه بلایی سرت اومده که این تصمیم رو گرفتی!چی می خواستی بشه چی شده!!؟ کی در حقت بدی کرده!یا چه چیزی رو می خواستی به دست بیاری و از دستش دادی...!هرچی که بوده می دونم الان حالت خیلی بده ..خیلی غمگین و افسرده ای که می خوای عطای این دنیا رو به لقاش ببخشی و خودت رو خلاص کنی.اما دوست من باور کن این آدمیزاد دوپا اونقدر پوستش کلفته که از وحشتناک ترین مصیبت ها و بد بختی هاهم جون سالم به در میبره...شرایط فعلی تو هر چه قدر هم بد باشه ..خیلی ها توی بدتر از این شرایط به سر می برند...البته این حرف من اصلا به این معنی نیست که مشکل تو کوچیکه!!می دونم که اصلا هم کوچیک نیست.بزرگی میگه:هر وقت توی شرایط فوق العاده سخت گرفتار شدی ...یاد اونهایی بیفت که شرایطشون از تو بدتره!اینجوری شاید آدم یه کم آروم بشه!
    من می دونم که تو الان نه حوصله شنیدن موعظه رو داری و نه دوست داری کسی دلداریت بده!اما همین که اومدی توی این تالار و همینکه نوشتی سلام و خداحافظ یعنی یه روزنه امیــــــد...!اون نیرویی که تو رو پای کامپیوتر نشوند و به دستات قدرت داد تا این کلمات رو تایپ کنی ...خیلی خیلی خیلی مهربونه!تو می تونستی بدون اینکه بیای اینجا و بنویسی سلام و خداحافظ بری و تصمیم خودت رو عملی کنی..و تمام!!! اما نکردی! یعنی یکی که اون بالا نشسته و حواسش به تک تک ما هست نذاشت که تو این کار رو بکنی و به سمت اینجا سوقت داد...
    می تونم بگم خیلی دقیق حالت رو درک می کنم....تو الان احتمالا دوست نداری کسی باهات راجع به خدا صحبت کنه!اما من می خوام یه چیزی بهت بگم....""انّ مع العسر یسرا"" بهش اعتماد کن! اگه به قران و پیامی که توش اومده اعتقاد داری ...صبر کن!
    خدا مصداق ""لم تقولون ما لا تفعلون"" نیست...هرچیزی که گفته یقینا محقق میشه!پس صبر داشته باش!!
    ما همگی خوشحال میشیم در مورد چیزی که آزارت میده و تو رو به این مرز رسونده برامون توضیح بدی..شاید بتونیم با همفکری هم یه کاری بکنیم!توکلت به خدا باشه...هیچ مشکل بدون راه حلی توی این دنیا وجود نداره...فقط باید دنبال راه حل باشی!
    گرچه شب تاریک است.......دل قوی دار سحر نزدیک است

  6. 6 کاربر از پست مفید zeinab تشکرکرده اند .

    zeinab (سه شنبه 16 بهمن 86)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 30 آبان 88 [ 11:45]
    تاریخ عضویت
    1386-7-10
    نوشته ها
    1,573
    امتیاز
    16,204
    سطح
    81
    Points: 16,204, Level: 81
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    898

    تشکرشده 926 در 486 پست

    Rep Power
    176
    Array

    RE: خود كشي

    بیبن 1371125 جان،من با پیام خصوصی برایت شرایطم را از ده سالگی تا اکنون به شما می گویم،آنگاه خودت می فهمی

    که وضع تو بدتره یا من؟!!الانم مثل شیر دارم**زندگی** می کنم و البته گاهی غری هم زده یا غمگین می شوم یا

    سرخورده ولی با تمام اینها **زندگی** می کنم؛منتظرم تا پاسخ بدی تا الکی وقتم را صرف نکنم . . . . .

  8. 5 کاربر از پست مفید گرد آفرید تشکرکرده اند .

    گرد آفرید (سه شنبه 16 بهمن 86)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 فروردین 89 [ 01:01]
    تاریخ عضویت
    1386-10-07
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    4,180
    سطح
    41
    Points: 4,180, Level: 41
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 170
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 33 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي

    سلام دوستاي عزيزم ممنونم از اين همه راهنماييتون ولي هنوز تصميم من عوض نشده
    ترديد خيلي بده
    ميگن خودكشي كار ادماي ضعيفه منم خيلي خيلي ضعيفم
    راستش من جوابي برا نوشته هاي شما ندارم همتون دارين حرف حق ميزنين اما نميدونم واقعا خيلي سردرگمم
    ممنون از اين كه منو درك ميكنين اما...
    بازم خيلي ممنون از جواباتون داداشا و ابجياي عزيزم
    <<سوگند به روزگار که انسان همواره درخسارت و زیانست
    مگر آنانکه ایمان آوردند وانجام دادند کارنیک
    وصبرپیشه کردند و حق را جستند>>

  10. 7 کاربر از پست مفید 1371125 تشکرکرده اند .

    1371125 (چهارشنبه 17 بهمن 86)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 آبان 91 [ 20:15]
    تاریخ عضویت
    1386-9-13
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    4,856
    سطح
    44
    Points: 4,856, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 51 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي

    گفتند باید ساخت ...
    گفتند باید سوخت ...
    گفتیم باید ساخت اما نه با دنیا که دنیا را !
    گفتیم باید سوخت اما نه با دنیا که دنیا را !

  12. 3 کاربر از پست مفید آرش تشکرکرده اند .

    آرش (چهارشنبه 17 بهمن 86)

  13. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 30 آبان 88 [ 11:45]
    تاریخ عضویت
    1386-7-10
    نوشته ها
    1,573
    امتیاز
    16,204
    سطح
    81
    Points: 16,204, Level: 81
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    898

    تشکرشده 926 در 486 پست

    Rep Power
    176
    Array

    RE: خود كشي

    1371125،دوست ارجمند،خواهشا بگو جریان چیه؟؟؟بابا جان من به تو التماس می کنم که تنها مانند یک داستان،تعریف کن چی شده که ناراحتی (الان من از تو ناراحت ترم و نیز نگران)،فرض کن داری قصه می گویی.

  14. 2 کاربر از پست مفید گرد آفرید تشکرکرده اند .

    گرد آفرید (چهارشنبه 17 بهمن 86)

  15. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي


    می خواستم که بخونم باز از نم نم بارون
    از افتابگردون و قصه ی گلدون
    می خواستم از گل یاس برات قصه بخونم
    بخونم تو، بمون تا که، بمونم
    بگم تو فصل سرما ،گل همیشه بهاری
    تو مهتاب توی شبهای تاری
    می خوام طلسم رو بشکنی و حرفتو اینجا بزنی

    سلام دوست عزیزم1371125 :
    شبت بخیر ،نمی دونم خوابی یا بیدار ،امشب نوشته مو می خونی یانه؟
    من امیدوارم امشب یه کمی سبک تر شده باشی و بهتر بتونی از احساسی که داری برامون بگی!
    دیدی دوستامون چه زود اومدن تا حرفاتو بشنون .پس منتظرشون نذار!
    قفل سینه تو باز کن و بگو!
    اگه حوصله داشتی داستان زندگی خودم رو برای نادیا تو قسمت «به اندازه یه دنیا دلم گرفته» نوشتم.بخون
    اخه نادیا برام گفت که خواهر بزرگتر ندارم و می خوام با کسی درد وگلایه کنم .منم براش گفتم من دیگه حساب خواهرام از دستم دررفته و تو جدید ترین اونهایی .
    اگه دوست داشتی برو ببین .اون چه راحت از غم و قصه اش گفت و منم براش سفره ی دلم رو باز کردم و از« دل» براش گفتم!
    دوست دارم امشب که به رختخواب می ری این جمله هارو با خودت زمزمه کنی.
    در بطن هر اتفاق ،درس خوب وعبرت وجود داره و درواقع رویدادهای نا مطلوب ،فرصتهایی اند در لباس مجهول و مبدل.
    من تغییر نا پذیر اما خستگی ناپذیرم.
    من تمامی ترسها و شکها را از خودم دور می سازم.
    چون با خدا همراهم از هیچ چیز نمی هراسم.
    من خودم را می بخشم.
    گذشته ها ،گذشته هیچ تسلطی برمن ندارند.
    هیچ مخلوقی توان پیکار با خدا را ندارد .
    درذهن الهی من از دست دادن معنی ندارد.
    ظاهر امو مرا تکان نخواهد داد.
    مشیت خدا برای من درمنتهای کمال است.
    انچه ازدست دادم ،باز خواهم ستاند یا معادل ان را دریافت خواهم کرد
    من زیبا و دوست داشتنی ام و همه مرا دوست دارند.
    نعمت خداوندی برای همه فراوان است همین طور من.
    ودراخر 8 واژه ی مثبت:
    ایمان
    روشن بینی
    صداقت
    تمایل
    اعتماد
    فروتنی
    تسلیم
    عملکرد
    برات شبی خوب و راحت و فارغ از غمهات ارزو می کنم.
    وباز ارزو می کنم فردا سرحال تر و امید وار تر ببینمت (زندگی در چشم امیدواران زیباست)
    زندگی خالی نیست
    مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست
    اری تا شقایق هست زندگی باید کرد
    **
    چشم ها را باید شست ،جور دیگر باید دید
    واژه باید خود باد ،واژه باید خود باران باشد
    چترها را باید بست
    زیر باران بایدرفت
    فکر را خاطره را زیر باران باید برد
    باهمه مردم شهر زیر باران باید رفت
    دوست را زیر باران باید دید
    عشق را زیر باران باید جست
    زیر باران باید بازی کرد
    زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد ،نیلوفر کاشت
    زندگی تر شدن پی درپی
    زندگی اب تنی کردن در حوضچه اکنون است
    لب دریا برویم تور در اب بیندازیم و بگیریم طراوت را از اب
    ریگی را از زمین بر داریم و وزن بودن را احساس کنیم

  16. 4 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (دوشنبه 19 تیر 91)

  17. #19
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي

    سلام 1371125
    دوست عزیز
    نمی توانم خوشحالی خود را از اینکه دوباره یادداشتت را در این تالار دیدم ، مخفی کنم. اینکه دوباره آمدی و نوشتی یعنی، با همه مشکلی که داری، هنوز صابری و خداوند خودش گفته که الله مع الصابرین.
    با همه مشکلت هنوز امیدواری، و این یعنی که مورد لطف خدایی، امیدت را نه در کلامت که در برگشتنت می بینم. و این یعنی فراموش نشده ای. و خدا به تو کمک می کند. من و دوستانم به مانند تو، خود نیازمند کمک هستیم. امروز ما در کنار تو می نویسیم. و فردا تو برای همدردی با ما می نویسی.
    از اینکه صبوری می کنی، از اینکه برگشتی به اینجا ازت تشکر می کنم. لطفا به پیغامهای خصوصی خود مراجعه کن. دوست دارم بیشتر ازت بدونم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط 1371125
    سلام دوستاي عزيزم ممنونم از اين همه راهنماييتون ولي هنوز تصميم من عوض نشده
    ترديد خيلي بده
    ميگن خودكشي كار ادماي ضعيفه منم خيلي خيلي ضعيفم
    راستش من جوابي برا نوشته هاي شما ندارم همتون دارين حرف حق ميزنين اما نميدونم واقعا خيلي سردرگمم
    ممنون از اين كه منو درك ميكنين اما...
    بازم خيلي ممنون از جواباتون داداشا و ابجياي عزيزم
    من به دقت یادداشتت رو خوندم:
    1 - توانستی قویتر از گذشته ودقیقتر به مسئلت نگاهی دوباره بیندازی لذا حالا مردد شدی و احساس سردرگمی داری(گفتی: تردید خیلی بده، همچنین گفتی: نمیدونم واقعا خیلی سردرگمم)
    2 - آنقدر با احساس مسئولیت هستی که حتی در همین لحظات که این همه در فشار و رنج هستی، حواست به دوستانت هست و نسبت به همدلی و همدردی آنها بی تفاوت نیست ( گفتی: دوستان عزیز خیلی ممنونم از این همه راهنماییتون، همچنین گفتی: بازم خیلی ممنون از جواباتون دادشا و ابجیای عزیزم)
    3 - بر احساس خود بیشتر غلبه کردی و در حال عبور از آن هستی و به مسائل داری بیشتر منطقی نگاه می کنی.( گفتی: راستش من جوابي برا نوشته هاي شما ندارم همتون دارين حرف حق میزنین). این نشان می دهد که انشاء الله با یه کمی همت و توکل به وجود خداوند مهربان، در حال گذر از این تنگه باریک و لغزنده زندگی هستی و اگر دستت را نکشی، همه دوستان دستشان به طرف شماست تا به کمک هم از این انتخاب مهم سربلند بیرون بیاییم.


    * سئوالی دارم: این جمله را که: «خودکشی کار آدمای ضعیفه »را من نشنیدم. و همینطور هنوز نمی دانم چرا تو خود را ضعیف می دانی.
    من تصور نمی کنم همه آدمای دنیا که الان دارن زندگی می کنند، قوی باشند. و همینطور آنها که خودکشی کردند نیز آدمهای قوی ندیدم. اما ضعیف هم نبودند.
    اصولا آسیب زدن به خود و یا دیگری، ربطی به قوی و ضعیف بودن نداره.
    فقط یک اشتباه احساسی در یک لحظه بسیار مهم است. مثل چرت بی هنگام یک راننده وقتی از یک جاده کوهستانی در حال عبور است. لذا تبعات آن فجیع است.

    دوست خوبم، ما در کنار تو هستیم. و همین طور که دوستان هم گفته اند، این لحظات را به نوعی در زندگی داشته ایم. و ممکن است در آینده داشته باشیم. اگر در بازی زندگی شرکت کردیم، باید بدونیم بعضی وقتها گل می خوریم یا می بازیم، اما شکست های و بالا و پائینی ها هم جزء بازی هست. لذا بازی را ترک نمی کنیم.

    وقتی خدا من و تو را آفرید، و از خودش در روحمان دمید، و در پیش فرشتگان به خود افتخار کرد، و به فرشتگان گفت که من در مورد این انسان چیزی می دانم که شما نمی دانید. وقتی که فرشتگان را واداشت که به این انسان سجده کنند، وقتی ابلیس رانده شد فقط به خاطر اینکه سر تعظیم در برابر این انسان فرود نیاورد، همان وقت خدا همه ما را و همه تصمیمات ما را می دید.
    او می دانست که فرشتگان خوبند و یک راه هم پیش رو دارند و میروند.
    اما خودش می دانست که انسان چه تصمیماتی باید بگیرد، از چه رنجهایی باید خود را برهاند. این وظایف سنگین زندگی که بر دوش انسان است امانتی سنگین است که زمین و آسمان توان کشیدن و حمل آن را ندارند. و بر دوش ما انسانهاست.
    آسمان بار امانت نتوانست کشید.
    قرعه کار به نام من دیوانه زدند
    و امروز من و تو این بار را با رنج و لب خندان بر دوش می کشیم.
    عشق به وجودش، که همیشه در کنارماست و شاهد بر احوال ماست، منجر می شود خود را قوی بدانیم.
    شما صاحب زندگی و حیات و مرگ خود هستید. همین طور هر کدام از ما
    اما می خواهیم برایش تصمیم بگیریم. حتی ثانیه ثانیه هایش را به سادگی از دست نمی دهیم.
    تنها سرمایه اساسی هر کدام از ما اینست که خلق شده ایم.
    وجود داریم.
    با این وجود است که همه چیز را درک می کنیم.
    وجود عزیزت پر تنش بود، رنجت افزون بود، مردد و در راه تارک قدم بر می داشتی..... اما در حال کنترل تنش هایت هستی، رنجت را به زیر سلطه کشیدی، بر مسیر تاریکت خودت و همه دوستان از وجود خود شمعی بر افروختن. و از همه مهمتر وجود آفریدگار مهربان مانند خورشیدی همیشه تابان به ما راه نشان می دهد و ما را هدایت می کند.
    و ما با امید خدا، آن یگانه گل بی همتا همچنان در کنار هم خواهیم ماند، انشاء الله.

    آری آری تا شقایق هست زندگی باید کرد....

  18. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (دوشنبه 19 تیر 91)

  19. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خود كشي

    سلام 1371125

    نمی دونم اسمت چیه ؟ نمی دونم کجایی ؟ نمی دونم مشکلت چیه ؟
    فقط می دونم که غمگینی و رنج می بری .. از چی ؟ نمی دونم ؟

    اما خیلی دلم می خواد بدونی و باور کنی که دوستت دارم ... نه تنها من که همه ی کسانی که در این تالار هستند با تو احساس نزدیکی و یکی بودن می کنند ...
    رنج تو منحصر بفرد است و درد تو ... اما غیرقابل درمان نیست ... مثل رنجهای منحصر بفرد و نادری که هریک از ما به تنهایی تجربه کرده ایم ...
    رنج متعلق به انسان است و درد معنای زندگی ... انسان بی درد انسان نیست ... ما با دردها و رنجهای حاصل از تصمیمات و انتخابهایمان می توانیم نام انسان را یدک بکشیم و گرنه ...

    عزیز دلم ؛
    همیشه در زندگی لحظاتی وجود دارد که انسان را تا لبه ی تاریکی و ابهام پیش می برد تا مرز فروریختن و نابودی اما آنچه قابل افتخارست و باعث بالندگی .. اراده ای ست که تاریکی را روشن می کند ، ابهام را محو می کند و زندگی را پرمعنا .. چرا که انسان با بودن انسان است و نه با نبودن ...

    آخ که اگر می شد درون آدمها را دید ، می فهمیدیم که همه چقدر تنهایند ... اگر می دانستیم آدمهای مختلفی که دوروبر ما هستند چه لحظاتی را پشت سر گذاشته اند و خواهند گذاشت ، چه اشتباهاتی کرده اند و خواهند کرد ، چه اتفاقاتی در زندگیشان افتاده و خواهد افتاد ، چه فرصتهایی را از دست داده اند و خواهند داد و چه... و چه ... هیچگاه از آنها و از قضاوت آنها و از بودن یا نبودن با آنها نمی ترسیدیم ...
    انسان ناگزیر از تجربه است و تجربه همیشه شیرین نیست ...
    پس نباید ترسید ...
    نباید از قضاوت آنها هراس داشت ... چشم قضاوت انسان کور است ... آدمها با وجود همه ی اشتباهات و خطاهایی که دارند
    گاهی دچار فراموشی می شوند و در مقابل دیگران قاضی هستند ... اما در نهایت همانی هستند که واقعیتشان است و...

    پس دلیلی برای ترس و واهمه وجود ندارد ... چون همه مثل هم هستیم ... و همه انسان ...و هیچ کس بالاتر و پاک تر و بی گناه تر از بقیه نیست ...

    اگر اتفاقی افتاده و مشکلی برایت پیش آمده یا از ناحیه ی کسی آزار دیده ای یا در شرایط بدی هستی و یا ... باید باور کنی که قوی هستی ... هیچ کس ضعیف نیست ... وقتی نیرو هست ضعف معنا ندارد و من باور دارم که تو نیرومندی و بزرگتر از هر حادثه ای ...
    ...

    بگذر که خواهم بگذری ..

    دوستت دارم .

  20. 6 کاربر از پست مفید طاهره تشکرکرده اند .

    طاهره (سه شنبه 03 مرداد 91)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.