سلام حامد
ما برای حل مشکلات خود باید بیشتر دقت کنیم تا مشکل را قشنگ تعریف کنیم. شما در توضیح نشانه های مشکلتون خیلی قشنگ عمل می کنید. اما در مورد علت یابی آن لازم است بازنگری کنید.
مثلا به این جملات خودتون دقت کنید:
اینها همه نشانه هایی از ترکیب شخصیتی ایشون است و ربطی به ایمان یا بی ایمانی، یا چادری و مانتویی بودن ندارد.نوشته اصلی توسط hamed
اگر اینطور باشه که فاتحه عشق در بین کسانی که مومن یا چادری یا ... هستند خوانده شده است.
لذا این نشانه ها بیشتر به خصوصیت شخصیت وسواسی نزدیک است. برای حل مسائلت چند راهکار عملیاتی با این میزان اطلاعات که از مشکلتون دارم ارائه می دهم.
1 - ابتدا خودتون به تنهایی به یک روانشناسی بالینی ( نه مشاور خانواده) ، مراجعه کنید، و به سئوالات او در مورد جزئیات شخصیتی همسرتون پاسخ بدهید. تا اگر مشکل خاص همسرتون هست، بر شما مبرز شود.( چون اکثرا افراد در مسائل خانواده نقش خود را مثبت و همسرشون را منفی ارزیابی می کنند. در واقع یکی از علل اینکه در چنین خانواده هایی تغییر مثبت صورت نمی گیرد اینست که هر دو منتظر اقدام اساسی از طرف مقابل هستند.- اینجا کلیک کن و این مقاله را مجددا بخوان)
2 - اگر تشخیص مشکل یا اختلال در همسرتون چه به لحاظ شخصیت ایشان مثل وسواس، چه به لحاظ مشکلات ارتباطی و مهارتهای زندگی احراز گردید، نوبت به گام سوم می رسد.
3 - با قاطعیت به همسرتان می گوئید که سعی دارید تمام تلاش خود را در بهبود وضعیت زندگی انجام دهید. و اول هم از خودتون شروع کرده اید، و ادامه هم خواهید داد. به او توضیح می دهید که مشاوره و راهنمایی اینترنتی ، تلفنی، حضوری را انجام داده اید و از این به بعد هم ادامه خواهید داد. و چون برای شخصیت و نقش ایشون هم احترام قائل هستید ، تقاضا دارید که او نیز در ادامه مسیر همراه شما باشد و با شما به جلسات مشاوره تشریف بیاورند.
4 - احتمال قوی اگر بندهای فوق را به خصوص بند 3 را با کمال محبت ، ادبیات عاشقانه، و با دید مثبت و بدور از طعنه ، کنایه، پیشداوری یا مقصر یابی انجام داده باشید، نباید نوبت این بند برسه. اما اگر با تمام این موارد ایشان هیچ توجهی به خواست شما جهت مراجعه دو نفری به مشاوره نداشتند، باید میزان قاطعیت خود را افزایش دهید:
جملاتی مثل:
« بنده برای شما ، همچنین خودم و فرزندمان به عنوان یک انسان، احترام و کرامت زیادی قائل هستم. و نبود کیفیت در زندگی زناشویی را مستحق خودمان نمی دانم، و تمام راهها را نیز در تغییر انجام دادم و تنها قسمتی که باقی مانده مربوط به همکاری و همراهی شماست، اگر شما نخواهید در این تغییر آن هم زیر نظر یک متخصص همکاری کنید، بهتر می دانم جهت تغییر سبک زندگیمان به صورت انفرادی اقدام کنم. و در این گونه موارد شرع و عرف و عقل اجازه هایی به من می دهند که شما مجبور خواهید شد تن دهید و مسئولیت و تبعات آن متوجه شما خواهد بود. اما با همه این وجود هنوزم حس می کنم شما را دوست دارم و با همکاری شما می توانیم زندگی قشنگ تری برای خود بسازیم.»








علاقه مندی ها (Bookmarks)