خیلی سخته، نمی دونم چی بگم، الان فهمیدم که پدر همسر شادی بهش گفته از شادی جدا بشو، اگه الان این کار رو نکنی، حتی اگه برگرده هم ما به عنوان عروس قبولش نداریم، ما عروس مریض! نمی خوایم، بیچاره همسرش، داشت یک ساعت داد میزد. بچه ها اگه این خبرها ناراحتتون می کنه، چیزی ننویسم، اما نمیدونم کجا درد دل کنم، همین طوری اشکام داره میاد







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)