سلام عزیزان
خیلی خوشحالم که خوندید و جوابمو دادید
کاملا حق با شماست خوب اون مسئله سید حل شد
اما اینکه چطوری باهم آشنا شدیم این آقا درمحل کار من رفت آمد میکردن و من براشون کاری انجام دادم به این وسیله شماره موبایل منو داشتن و با من تماس گرفتن 9ماه پیش و دوستی ما شروع شد چون خودمم ازشون خوشم اومد
و اینکه چرا دیر به سربازی رفته این آقا دانشجوی دوره لیسانس میشه که میگن شما باید بری سربازی و فراری بوده میبرنش سربازی و 2ماه که میره بهش میگن تو می تونی معاف شی و برمیگرده که کارای معافیتشو بگیره اما درست نشد و الان دوباره می خواد بره و این مسئله خیلی حالشو گرفته میگه هم از درسم و هم ازکارم خیلی عقب میفتم
خوب شمادرست گفتید من فقط احساسات خودمو دیدم چون دوسش دارم اما اینجا اومدم با شماها صحبت کنم که اشتباه نکنم و حالا نمیدونم چی کار کنم؟
غیر مستقیمم بهش گفتم که ازدواج کنیم اما اوون فعلا قصد ازدواج نداره

من احساس میکنم همه آقایون این دوره زمونه اینجوری شدن البته توهین نباشه ها اما کمی فقط خودشونو می بینن
من از اون دخترایی نیستن گیر بدم بگم فقط این آقا حتی به خودشونم تاحالا چیزی نگفتم که باید باهم باشیم من 1ماه باهاش رابطه ای نداشتم چون اون گفت برو و ازدواج کن من نکردم اما بهشم زنگ نزدم تا خودش دوباره....
فکر میکنم خوشحالم شد ازاینکه من ازدواج نکردم