سلام دوستان .
به نظرم موضوع خیلی جالبیه .
استخاره یکی از مواردی هست که از مدتها پیش تاکنون نقش تعیین کننده ای در بخشهای مهمی از زندگی ما داشته است.
همونطوری که اقای مدیر محترم گفتند بّویژه در خانواده های مذهبی این موضوع خیلی مرسومه و اتفاقا از اهمیت و جایگاه مهمی برخورداره .
من با کارکرد استخاره به شیوه ای که وجود دارد موافق نیستم . تا آنجا که می دانم در اصول و فروع دین و نیز در جای جای کتاب مقدس ما در مورد اهمیت وجود انسان و قدرت اختیار و انتخاب انسان بحث شده است و بر اینکه "عقل" خود یک پیامبر است تاکید گردیده . ضمن اینکه همه جا توصیه شده زمانی به استخاره رجوع شود که عقلا و شرعا و عرفا هیچ امکانی برای تصمیم گیری قاطع و انتخاب یکی از دو گزینه مورد سوال وجود نداشته باشد. حتی ضرب المثل "در کار خیر حاجت به استخاره نیست " اگر
نه کاملا اما یه جورایی بر همین موضوع دلالت می کند .
خیلی دلم می خواهد بدانم کسانی که بدون فکر و اندیشه ، زندگی خود را بر پایه ی استخاره بنا کرده اند آیا تا حالا به این موضوع توجه کرده اند که اگر به خودشان اعتماد می کردند می توانستند زندگی بهتری داشته باشند ؟
البته این سوال من به معنی کفر و الحاد نیست چون این موضوع به نظر من هیچ ربطی
به پرستش یا عدم پرستش خدا و وحدانیت او ندارد. مضافا اینکه فکر کردن و اندیشیدن و بهره گیری از قدرت انتخاب و اختیار انسان در هیچ کدام از ادیان به معنی بی ایمانی و ارتداد نبوده که هیچ، تازه اصلی ست که به عنوان یکی از نمودهای انسانیت انسان بر آن بسیار تاکید شده است .
یه چیز دیگه :
فکر کردن به معنی عدم توکل هم نیست . به نظر من توکل یعنی با بررسی و آگاهی کامل از تمام جوانب یک موضوع تصمیم بگیری و بعد خود را به لطف خدا بسپری . نه اینکه از اول سلب مسئولیت کنی و بگی هرچی خدا بخواد ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)