مرسی دوستان عزیزم
سورنا باید بگم فعلا میخوام بازم مثل قبل کم محلی کنم ولی نمیدونم تا کی؟
در مورد بابام هم چون دچار افسردگی هستند و میترسم حالش بد شه نمیتونم مشورت کنم اخه این توصیه دکترشه
اما مرد دیجیتالی عزیز اره از طریق متاسفانه چت باهاش اشنا شدم
اما خصوصیات خوبش این بود که احساس میکردم دلش میخواست به بقیه ادما کمک کنه یعنی وضعیت ادمای مثلا فقیر واسش مهم بود/بسیار اجتماعی /
ادم شادی بود /خیلی دوسم داشت/
اما مشکل دروغگویی و مصرف کردن مواد خیلی بزرگ هستند که همه چیزو تحت شعاع قرار میده هرچند میگه موادو دیگه مصرف نمیکنه ولی من که نمیتونم بهش اعتماد کنم میگه دروغو واسه این گفته که منو از دست نده
من دیگه نمیخوام خودمو گول بزنم
واسه همین هم تو وابستگی بهش خودمو کشیدم بیرون خیلی ضربه خوردم اما عقلم میگفت راه درست همینه
اما حالا موندم تو کار خدا که با این همه سختی کشیدن صبوری کدم /تحمل کردم /دوباره به بیراهه نرفتم
دوباره این مشکل باید سر باز کنه کی من رها میشم
اون هیچوقت مستقیم تهدیدم ننمیکنه بلکه بعد از قربون صدقه رفتن زیاد میگه و زیاد هم این تهدیدو تکرار نمیکنه اما چون من میدونم اون خیل کله شقه میترسم ازش








علاقه مندی ها (Bookmarks)