شما جوری صحبت کردید که انگار من با برادرم مشکل دارم!! مگه من میتونم برم به شوهرم بگم سخت نیست اینها خوبی روابط و ارتباط آدمهاست؟!! اصلا اینو بگم فکر میکنید چیزی حل میشه؟ بدتر میشه.
همین هفته بعد از یک ماه رفتیم خونه مادرم هم تو راه رفت حدود 2 ساعت چقدر عصابنی بود چقدر از کل خانواده ام بد گفت و من فقط گوش کردم و تایید کردم.
رفتیم و اومدیم تو راه برگشت هم همچنین به شدت ناراحت و عصبانی بود که برادرت عرضه نداره رفته تو دولت کار میکنه خواهرات از راه عشوه گری پول در میارن مادر و پدرت اونا رو درست تربیت نکردن براشون مهم نیست چجوری پول درمیارن اوان ندید بدیدن اونا فلانن اونا بهمانن
من اون وسطه بهش بگم توقع ازشون نداشته باش!! به نظرتون آتیش نمیگیره؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)