به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    122
    Array
    افکار می‌ سازند و فکر‌ کردن خراب می‌ کند.


    دلیل اینکه فکر‌ کردن، کار را خراب می‌ کند این است که وقتی به افکار خود فکر می‌ کنیم، شروع به تزریق باورهای محدود کننده، قضاوت‌ ها، نقدها، برنامه‌ ها و شرایط خود به آن افکار می‌ کنیم و به دلایل بی‌ شماری فکر می‌ کنیم که چرا نمی‌ توانیم کاری را انجام دهیم یا چیزی را داشته باشیم.

    با فکر نکردن، از تمام آن قضاوت‌ ها و برنامه‌ ریزی‌ های منفی که افکار اولیه‌ مان را خراب می‌ کنند، به دور می‌ مانیم.

    اگر از شما می‌پرسیدم که بعضی از راه‌ های رسیدن به آن درآمد کدام‌ اند، پس از مدتی همان پدیدۀ افکار اتفاقی مثبت را تجربه می‌ کردید، یعنی افکاری در مورد شیوه رسیدن به آن درآمد به‌ صورت خودکار به ذهن‌ تان خطور می‌ کردند.

    این‌ ها‌ افکارِ منجر به خلاقیت هستند. افکار ما ذاتاً بی‌ نهایت، بالنده و پر از انرژی مثبت هستند. اگر درنتیجۀ افکار خود، هیجانات مثبتی همانند سبک‌ بالی و نشاط ر ا تجربه کنید، یعنی افکار شما منبعی الهی و فرا زمینی دارند.

    اما به‌ محض اینکه شروع به فکر‌ کردن در مورد آن افکار (در مثال بالا افکار مربوط به شیوه‌ های رسیدن به آن درآمد) کنید فوراً احساس سنگینی و محدودیت می‌ کنید و موجی از هیجانات منفی به شما هجوم خواهند آورد.

    من از احساسات خود به‌ عنوان یک رادار درونی استفاده می‌ کنم که به من می‌ گویند آیا افکار خود را مستقیماً از کائنات دانلود می‌ کنم یا در ذهن خود مشغول فکر‌ کردن به افکارم هستم.

    شما می‌ توانید آن‌ چه به آن فکر می‌ کنید را احساس کنید بنابراین احساسات و هیجانات مثل یک راهنمای درونیِ غریزی عمل می‌ کنند که وقتی بیش‌ از حد فکر می‌ کنید، به شما هشدار می‌ دهند.

    اگر هیجانات منفی زیادی داشته باشم، می‌ فهمم که زیاده از حد فکر کرده‌ ام.


    اگر فقط چیزی را می‌ توانیم احساس کنیم که به آن فکر کنیم، آیا برای رسیدن به احساسات مثبت نیز باید مثبت فکر کنیم؟

    «ما فقط به‌ اندازه یک فکر با آرامش، عشق و شادمانی فاصله داریم؛ که حاصل وضعیت عدم تفکر هستند».


    وقتی در بخش قبل گفتم که فقط چیزی را می‌توانیم احساس کنیم که به آن فکر کنیم، یک تبصره آن را بیان نکردم: وقتی فکر می‌ کنیم، فقط هیجانات منفی را احساس می‌ کنیم. برای تجربه کردن هیجانات مثبت، اصلاً نباید فکر کنیم.

    هدف این نیست که حس کردن هیجانات منفی را به‌ کل متوقف کنیم. بعضی از هیجانات منفی می‌ توانند مفید باشند؛ مثلاً احساس ترس در هنگامی‌ که تصمیم می‌ گیریم از یک دره تاریک پایین برویم و هیچ‌ کس اطراف‌ مان نیست.

    این هیجانات منفی فقط برای حفظ بقای ما کمک‌ کننده هستند اما اگر موضوع مرگ و زندگی در میان نباشد، هیجانات منفی بیشتر مخرب هستند تا مفید.
    وقتی گفتم فقط چیزی را می‌توانیم احساس کنیم که به آن فکر کنیم، تصور کردید که برای داشتن احساس مثبت، باید مثبت فکر کنید.

    نمی‌ خواهم شما را متقاعد کنم که ایده من درست است. با یک تجربه فکری دیگر، خودتان حقیقت را تجربه خواهید کرد.
    رخدادی را به‌ یاد آورید که در آن بیشترین شادمانی و عشق را در تمام زندگی خود تجربه کرده‌ اید. سعی کنید تا حد ممکن همان احساسات را دوباره احساس کنید. این کار را به مدت سی ثانیه انجام دهید.

    زمانی که در اوج شادی و عشق بودید، چه افکاری در سرتان جریان داشتند؟

    بسیاری از افرادی که به این سؤال جواب می‌ دهند، متوجه می‌ شوند که در آن لحظه خاص هیچ فکری نداشتند. گروهی نیز می‌ گویند فکرشان این بود که بسیار خوشحال و قدر دان بودند.

    اگر جزو گروه دوم هستید، آیا شادمانی و عشق را قبل از آن فکر تجربه کردید یا بعد از آن؟

    ۱۰ تا ۱۵ ثانیه به پاسخ فکر کنید.

    چه بینش‌ هایی داشتید؟

    جالب اینجاست که بیشتر مردم، در زمانی که بیشترین عشق و شادمانی را در زندگی خود تجربه کردند، هیچ‌ گونه فکری در سر خود نداشتند. گروه دوم نیز شادمانی و عشق را قبل از اینکه فکر آن را داشته باشند، تجربه کردند. اگر فکری هم وجود داشته، بعد از تجربه آن احساسات بوده؛ بنابراین افکار موجب تولید احساسات مثبت نشدند.

    این ما را به حقیقت دیگری می‌ رساند: برای اینکه هیجانات مثبت را احساس کنیم، نیازی نیست افکاری داشته باشیم یا به چیزی فکر کنیم. بخش زیبای این حقیقت این است که نیاز به توجیه کردن ندارد چون می‌توان آن را همین‌ جا و در همین لحظه تجربه کرد. نیازی نیست آن را برای شما اثبات یا استدلال کنم. با آزمایشی که الآن انجام دادیم، آن را مستقیم و بی‌ واسطه تجربه کردید.

    به همین دلیل برای احساس‌کردن هیجانات مثبتی مثل شادمانی و عشق، نیاز نیست به چیزی فکر کنیم یا افکاری به ذهن‌ مان بیایند.

    وضعیت وجودی طبیعی ما وضعیت شادمانی ، عشق، سرمستی، آزادی و شکرگزاری است. شاید باور آن سخت باشد چون اگر این طبیعی است پس چرا همیشه این‌ گونه احساس نمی‌ کنیم؟ در ادامه به این سؤال پاسخ خواهم داد.

    اگر بخواهیم وضعیت طبیعی هر چیزی را ببینیم، یکی از بهترین راه‌ ها این است که به وضعیت آن در حالت نوزادی نگاه کنیم (یعنی قبل از اینکه تحت تأثیر محیط پیرامون خود قرار گیرد و تغییر کند).

    برای مثال بیایید به وضعیت طبیعی یک کودک نگاه کنیم. وضعیت طبیعی و پیش‌ فرض یک کودک چیست؟ (با فرض اینکه کودک دچار عارضۀ روحی یا جسمی نشده باشد) آیا کودکان به‌ صورت طبیعی دچار استرس، اضطراب، ترس و خودآگاهی هستند یا در حالت سرور، شادی و عشق به سر می‌ برند؟

    وضعیت طبیعی وجودی ما شادمانی، عشق و آرامش است؛ بنابراین فکر‌ کردن به هر چیزی فقط ما را از وضعیت طبیعی وجودی‌ مان دور می‌ کند، به همین دلیل وقتی‌که احساس استرس شدید داریم، به‌ شدت فکر می‌ کنیم. شدت یک هیجان منفی، نسبت مستقیم با میزان فکر‌ کردن ما در آن لحظه دارد.


    از سوی دیگر، شدت یک هیجان مثبت، نسبت عکس با میزان فکر‌ کردن ما در آن لحظه دارد. به‌ بیان‌ دیگر، هر چه‌ قدر کمتر فکر کنیم، هیجانات مثبتی که در آن لحظه احساس می‌ کنیم، قوی‌ تر خواهند بود. برای اینکه حقیقت این گفته را دریابید، چند رخداد را به‌ یاد آورید که در آن‌ ها دچار استرس و اضطراب شدید شده بودید. در آن زمان تا چه حد با خودتان فکر می‌ کردید؟
    یک یا دو دقیقه صبر کنید.

    حالا چند موقعیت را به یاد آورید که در آن‌ ها بیشترین شادمانی و لذت را تجربه کردید. در آن زمان چه‌ قدر فکر می‌ کردید؟

    یک تا دو دقیقه صبر کنید تا حقیقت آن‌ چه که دریافتید را واقعاً تجربه و درونی‌ سازی کنید.
    یکی از تشبیهاتی که معلمم برای روشن شدن این مطلب به من آموخت این بود که ذهن ما مانند یک خودرو دارای سرعت‌ سنج است اما به‌ جای سنجش کیلومتر در ساعت، «فکر در دقیقه» را اندازه می‌ گیرد. هر چه‌ قدر فکر بیشتری داشته باشیم، «فکرسنج» ما عدد بالاتری را نشان می‌ دهد و اگر بیش‌ ازحد فکر کنیم، فکرسنج وارد محدوده قرمز رنگ می‌ شود. در این حالت دچار استرس، فرسودگی، ناکامی و خشم می‌ شویم.
    این محتوای تفکر ما نیست که موجب استرس‌ مان می‌ شود بلکه مدت زمان آن است
    میزان تفکر ما رابطه مستقیم با شدت استرس و هیجانات منفی دارد که در هرلحظه تجربه می‌ کنیم. وقتی ناکامی، استرس، اضطراب یا هر نوع هیجان منفی دیگری را تجربه می‌ کنید بدانید که دلیل آن، فکر کردن شماست و شدت آن هیجانات ارتباط مستقیمی با میزان فکر‌ کردن شما دارد.

    بنابراین چیزی که به آن فکر می‌کنیم باعث رنج‌ مان نمی‌شود بلکه خودِ فکر‌ کردن، عامل رنج ماست.

    به‌ طور خلاصه، برای تجربه کردن شادمانی، عشق، خوشبختی و هرگونه هیجان مثبت دیگری، مجبور نیستید که "مثبت فکر کنید" زیرا وضعیت طبیعی وجود ما به‌گونه‌ ای است که
    این هیجانات مثبت را احساس کنیم؛ وقتی شروع به فکر‌کردن در مورد افکار خود می‌ کنیم، دیگر نمی‌ توانیم هیجانات مثبت را به‌ طور طبیعی تجربه کنیم و این منجربه قطع پیوند ما با هوش بی‌ نهایت می‌ گردد. در نتیجه دچار احساس استرس، اضطراب، افسردگی و ترس می‌ شویم.

    موضوع این نیست که به چه چیز فکر می‌ کنیم، موضوع این است که فکر می‌ کنیم. این ریشۀ رنج ماست. شدت هیجانات منفی ارتباط مستقیمی با میزان فکر‌ کردن ما در آن لحظه دارد. هر چه‌ قدر کم‌ تر فکر کنیم، فضای بیشتری برای هیجانات مثبت باز می‌ کنیم تا آن‌ ها
    تا آن‌ها به‌صورت طبیعی به سطح ذهن‌ مان بیایند.

  2. کاربر روبرو از پست مفید طنین باران تشکرکرده است .

    ammin (چهارشنبه 22 مرداد 04)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.