سلام
من منابع این تاپیک رو مطالعه نکردم بنابراین شاید مطلبم تکراری باشه،به شخصه با خواندن این شعر یاد شعر مولانا افتادم:
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند
کز نِیِستان تا مرا بُبریده اند
از نَفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شَرحه شَرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
به نظرم این مسیر و حتی خود وصال یک حزنی داره،حزنی که حتی بلبل با داشتن گل باز ناله میکنه،مثل نیِ مولانا!
اصلا حزنِ عشق ثابت شده ست و خیلی از شعرا و عرفا بهش اشاره میکنن،جدایی از یار غم شیرینی داره،رسیدن به یار هم غم شیرین تری داره،غم نه به معنای بد و ناامید کننده بلکه به معنای شوق و اشتیاق!(تا بگویم شرح درد اشتیاق)یعنی شوق و اشتیاق با درد و رنج همراه هست.
این حزن مسرور کننده ست،رشد دهنده ست،دقیقا مثل حزن عزاداری برای امام حسین(ع)،حتما دقت کردید اگر در روضه امام حسین نتوانیم وصل بشیم و اشکی از چشمهامون جاری نشه حالمون بده،و احساس میکنیم فیضی به ما نرسیده!اما کافیه چند قطره اشکی با حزن فراوان برای مظلومیت امام حسین بریزیم،میبینیم که بعد روضه چقدر حالمون خوبه و من گاهی دقت میکنم میبینم که چقدر چهره افراد بعد از اون اشک ها نورانی شده،پس حزن و غم لازمه عشقه.
اخیرا یک کتابی خوندم به اسم ( سماع قرآن و کشته های آن)،و خوب خیلی عجیبه!کسانی که با شنیدن قرآن جان میدادن نه فقط اشک میریختن یا ناله میکردن!
پیامبر توی چند تا روایت به این موضوع اشاره کرده و به کسانی که موقع شنیدن قرآن اشک بریزن وعده بهشت داده.
خب چون قرآن به تعبیری نامه های عاشقانه خدا برای بنده ست،و چی از این پرشورتر و پرشوق تر!حزن قرآن ،حزن رمضان و...ساعت ها میشه راجع بهش حرف زد،و چقدر دل رو تکون میده و منقلب میکنه
جداییِ عاشقانه ی انسان از خدا حزن انگیز ترین حالت عشقه،نه جدایی به معنای دوری همراه با گناه،بلکه این جدایی ما از ذات حق و تلاش برای وصال!
این مطلبی که نوشتم برداشت من از این تاپیک و ازاین شعر زیبا بود.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)