سلام فرشته نازنینم خوبی؟
یادش بخیر اونزمانا تو همدردی چقدر با نوشته های شما میخندیدم روحیه خیلی دوست داشتنی دارین خدا حفظتون کنه
ممنون از دعاهای خیرتون، راستش اصلا قبول ندارم مشکل من بزرگه، ظرف من کوچیکه کم طاقت شدم... میدونی چون ته نداره، مثلا سرطان میدونی بلاخره درمان میشه یا فوتی داره ولی این مرض ته نداره کلا...
میبینم مامانایی که بچه بیست ساله سنگین پوشک میکنن... خودش پیر و فرتوته ولی بچشو اینجوری تر و حشک میکنه...
خداروشکر من هنوز اول راهم، اصلا معلوم نیست به اونجاها برسم یا کلا یک اتفاق دیگه بیفته...
کلا بین تسلیم شدن و تلاش من قاطی میکنم، مثلا کاردرمانی بردن حیلی انرژی میخواد، کلی تلاش میکنم تو خونه کار میکنم راهای دور و ترافیک کاردرمانی میرم امید میگرم بعد میگم حواست کجاست؟ شفا دست خداست اینقد اینور اونور نزن خدا بخواد معحزه میکنه...
باز شل میشم کمتر کار میکنم مثل ربات میشم که فقط ببرم و بیارمش...
اینجوری تعادل ندارم نمیدونم تونستم درست توضیح بدم
واس طب سنتی هم این سبک طب سنتی عطاریا که خودشون سواد مدرسه ندارنو اندازه پرفسور ولی ادعا دارن اصلا سمتشم نمیتونم برم که یکی از دوستام به چشم دیدم بچش تا دم مرگ رفت سر داروهای بی خردانه اینا
ولی دکتر طب سنتی پیگیر شدم و گفتن هیچ درمانی تاحالا واسش پیدا نشده
یکسری پرهیزها هست که درمان نیست درحد جزیی اوضاع بهتر میکنه که رعایت میکنم و ویتامین ها که بهش میدم ولی اصلا فرقی نمیکنه









علاقه مندی ها (Bookmarks)