سلام پاییزه عزیزم چقدررر دلم تنگ شده خوبی؟
تو هم از خودت بگو از همسرت دوتا بچه داری؟
اوتیسم شدیده، میدونی اصلا پیشبینی نمیشه کرد،
فعلا که روند پیشرفتش خیلی زیاد کنده...
بله خوابش به خاطر بیماریشه و داروهای دکترا
میان مثلا داروهای تقویت ذهن و حافظه میدن بعد به شدت بی قراری میاره
دیروز یک داروشو خودم قطع کردم ولی دیر خوابیدنش سرجاشه فقط ناارومی تو خوابش کمتر شد
یکروز در هفته دانشگاه تدریس دارم ولی به خاطر حالم کلینیک کار نمیکنم دیگه، بقیه هفته خونم، مگه خریدای خونه پیش بیاد انجام بدم، کجا برم پاییزه جون؟
افتادم رو تخت اصلا حال هیچی ندارم حتی وقتی دخترم میخوابه از سردرد نمیتونم بخوابم مثل الان...
اره پسرم به شدت روحیش حساسه... من خیلی باهاش بازی میکنم ولی نمیدونم ظرف نیازاش سوراخه یا من دارم آب مونده میریزم که تشنگیش رفع نمیشه
تفریح دوتایی خارج خونه هم گهگاهی میریم با پسرم
ولی تو خونه باهاش هرروز بازی دونفره دارم...
به خاطر بی قراری ها و سنگین شدن وزن دخترم نیمتونم دیگه خونه مامانم بذارمش، طفلیا سنشون زیاده چه گناهی کردن بچه من نگه دارن
گروه زیاد عضوم از مادرها که اصن بهش سر نمیزنم اکثرا دارن از بدبختیاشون میگن، ولی یک انجمن حضوری مرتب نمیشناسم و کلا راستش علاقه هم ندارم
دوتا دوست دارم بچه هاشون مثه دختر منن ولی یکیشون متوسطه و الان مدرسه استثنایی میره و مادره خیلیییی برنامه واس خودش داره هربار میحوام ببینمش میگه نیستم و کلا علاقه ای انگار نداره بامن ارتباط بگیره
یکی هم خیلب تفکراتش سنتیه و کارای عجیب واس درمان میکنه که هم نتیجه نمیده هم کلا رویکرداش رو اعصابمه علاقه ندارم باهاش ارتباط بگیرم
- - - Updated - - -
قربون خدا برم... من از،شوهرم مینالیدم بهم نشون داد دردای بزرگتر هم هست
هرچند بازم شوهرم به تنهایی توان اینو داره حال بد پنجاه درصد منو به صد برسونه
به خاطر گرفتن پرستار دیگه به شدت منت میذاره و حتی یک ثانیه سمت دخترم نمیره
و منم واقعا انتظار ندارم واس کمک و دیگه گذاشتم شوهرمو کنار
راستش ازبنکه گفتم بهزیستی بذارم خیلی ناراحت شدم یکچیزی گفتم امکان نداره اینکارو کنم
- - - Updated - - -
کنترل بیماری اساسا با کاردرمانیه، دارو درمانی واسش تعریف نشده ولی بازم داروهایی که مغز فعال کنه جزو موثرها قرارداره مرتب روانپزشک میبرم و داروهاش تحت کنترله و مغز و اعصاب به خاطر تشنج دارو میخوره )در تب تشنج میکنه باید دارو بخوره کنترل شه(
کاردرمانی و گفتار میبرم البته اگه حالم بد باشه پرستارش میبرش، خیلی پروسه فرسوده کننده ای هست اما اگر اینکارا انجام نشه عقب گرد شدید میکنن
تو خونه هم باید زیاد باهاش کار بشه که من و پرستارش هرکدوم مقداری کار میکنیم ولی من خیلی سختمه واقعا
چون نمیذاره بیقراری میکنه خسته میشه و ازون طرف شوهرم همش میگه خودت باید کار کنی باهاش اینقد پول تده به کاردرمانی...
هیچ گفتاری نداره و گفتاردرمانی فعلا اثر نداشته تنها اتفاف مثبت همین راه افتادنش بود که البته خیلی بی تعادله
یک سال و نیمه در حد بچه ده ماهه تلو تلو میخوره و اصلا بهتر نمیشه راه رفتنش... واس همین بیرون نمیشه باهاش راه رفت باید یا بغلش کرد یا دو طرف دستشو گرفت وگرنه هی میخوره زمین
- - - Updated - - -
سوال چقدر به خدا امید داری متوجه نشدم.یعنی به معجزه شفای خدا؟ راستش نه خیلی کم
چون این چندسال خیلی دعا کردم زیر قبه امام حسین رفتم دیگه هرکی بگی توسل کردم، امیدی به شفا حقیقتا ندارم
ولی اصلا از خدا گله ندارم اصلا، دلش خواسته بچه سالم امانت نده، مال من نیست که ایراد بگیرم... کلا رابطم با خدا و اهل بیت ع بد نیست









علاقه مندی ها (Bookmarks)