سلام
راستش من بعد از هر اشتباه احتمال این رو میدادم که ممکنه از معنویت و اون حال و هوای نابش دور بشم،همیشه هم بعد از اینکه میدیدم حسی درونم نیست،توجهی در اعمال نیست،انگشت اشاره روسمت خودم میگرفتم و دنبال خطا و اشتباهم میگشتم تا ببینم چرا خداوند از من رو برگردونده!متوجه هم میشدم ،گاهی جبران میکردم،گاهی هم فرصت جبران نبود و فقط استغفار!!
اما به این موضوع فکر نمیکردم که شاید یک اشتباه من رو چندین ماه از هدفم دور کنه!اما خب کم کم متوجه شدم!تا اینکه با یک نفر معتمد صحبت کردم و موضوع قبض و بسط روح رو ایشون مطرح کردن،حتی مطرح کردم که یک قبض چقدر ممکنه طول بکشه،و ایشون گفتن زیاد،اما برکت این قبض ها ،بسط های خوب و راهگشا هست
من هم پذیرفتم،اما بعد ها متوجه شدم که این هم نیست،و فقط اشتباه هات و لغزش های خودم باعث میشه که از درگاه خدا دور بشم،گاهی این دور شدن اینقدر طولانی میشه که آدم برمیگرده نقطه اول!
..........
تجربه هایی هم هستن که دوری ازشون اجتناب ناپذیره!
گاهی مشکلات خانوادگی اینقدر توی معنویت تاثیر میگذاره که جبرانش خیلی سخت میشه
از طرفی فکر میکنم اگر کاری نداشته باشم،حق فرزندی یا همسری یا هر نقشی که دارم رو ادا نکردم،از طرف دیگه وقتی تلاش میکنم برای اطرافیان،میبینم که ضرر زیادی کردم
گاهی تشخیصِ مرزِ بین احساس مسئولیت و بی تفاوتی خیلی سخت میشه!!!
بعضی وقتها همدردی هایی که به ظاهر خداپسندانه ست،آدم رو بیچاره میکنه!این موضوع برای من به شدت آسیب زاست و خیلی سخت میتونم کنترلش کنم
احتمالا تمام آسیب هایی که من میبینم از این منظر باشه و باید فکری به حال احساس مسئولیت های نابهجای خودم داشته باشم!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)