خواهش میکنم
یکی از مواردی که لازمه روی اون دقت داشته باشین، این هست که باورهای خودتون رو بررسی کنین.
چقدر تابع واقعیت ها و چقدر تابع ذهنیات شما، چقدر منطقی و چقدر غیر منطقی هستن.
اتفاقاتی که در زندگی ما در حال رخ دادن هستن مهم نیست چه نوع اتفاقین ( بدنیا آمدن خواهر یا برادر، قبولی در آزمون، تغییر شغل، جدایی والدین و... ) ، اینها همه از باورهامون رد میشن، بعد تعبیر به خوب یا بد خواهند شد.
* باور عقلانی چه نوع باوریه؟
۱. افراطی نیست.
۲. انعطاف پذیر هست.
۳. منطقی و عقلانی هست.
۴. در جهت رسیدن به اهداف و حال خوب هست.
شما وقتی درباره مادر همسرتون نوشتین، گویی درباره فردی مینویسید که از خیابون پا شده، اومده و وارد زندگیتون شده.
اینکه میگم خانواده یعنی لولا، به این منظور هست که شما قبول کنید به غیر از همسر، اعضای دیگری هم به شما پیوستن و این پیوندها ناگسستنی هست.
حالا که سر و کلش پیدا شده، باید هفته ای یکبار هم ببینیدش. یک مورد کاملا معمولی که خیلی ها انجام میدن، برای شما تبدیل به مسئله ای آزار دهنده شده.
پس اینکه او رو بهتر بشناسین و یک تعامل صحیح برقرار کنین، برای شما لازم هست.
_ مورد بعدی، بفرض مثال درونگراها یکی از ویژگی هاشون بی نیازی به دیگران هست، برای همینم تا جایی که لازم باشه از دیدار حضوری اجتناب میکنن یا در ارتباط با بقیه دچار مشکلات مختلفی میشن.
پس فردی که این حالت رو داره لازم هست تمرین کنه، این تمرین هم نباید به محیط های بسته مثل خانه و شخصیت های ذهنی ختم بشه، لازمه محیط رو عوض و افراد واقعی رو ملاقات کرد.
این تمرین ها میتونه قرار گذاشتن با دوستان در پارک ، کافه یا فعالیت در کارهای گروهی و ... باشه. در این حالت شما در حال تقویت مهارت های خودتون هستین و عیب و ایراد ها شناسایی و روش ها بررسی میشن. لازمه ی اون هم؛
۱. انعطاف پذیری بیشتر، همراه شدن با جمع و بالا بردن آستانه ی تحمل.
۲. هنر خوب گوش دادن به حرف های دیگران برای ارتباط درست و شناخت بیشتر
۳. مدیریت منتقد درونی
۴. شروع فعالیت های گروهی، مثل ورزش گروهی
۵. خوندن مقالات مفید این لینک هست.










علاقه مندی ها (Bookmarks)