» ماه رمضان در ایران قدیم
جهانگردان آسیایی و اروپایی که در عصر صفوی و قاجار به ایران سفر کرده اند، در سفرنامه های خود، مکتوبات ارزشمندی از آداب و و روسم ایران قدیم به یادگار گذاشتهاند که اطلاعات بسیاری درباره اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان را در خود گنجانده است. یکی از زمان هایی که در سفرنامه های آنان بچشم میخورد آداب ایرانیان در ماه مبارک رمضان را برای ما روایت میکند.
✓ دوستعلی معیری (۱۲۵۳-۱۳۴۵ ه.ش) پسر دوست محمدخان معیرالممالک و نوه دختری ناصرالدین شاه قاجار، ملقب به «اعتصامالسلطنه» و «معیرالممالک» مینویسد؛
در این ماه شبها عبور و مرور در شهر آزاد بود و اسم شب و بگیر و ببند در کار نبود، و شب نشینی و شب زندهداری تا صبح ادامه داشت. در آن زمان هفت دهم جمعیت تهران در کمال عقیده روزه نگاه میداشت. ناصرالدین شاه در نخستین سالهای سلطنت روزه میداشت ولی تا آنجا که من به یاد دارم روزه داری را ترک گفته بود، اما آداب دیگر شهر صیام را به کار میبست.
در ماه رمضان ادارههای دولتی به جای روز شب کار میکردند. بساط افطار در دربار گسترده میشد، سپس شاه نیز به کارها رسیدگی کرده وزیران را به حضور میپذیرفت. شبها زنهای سالخورده شاه در منزل یکدیگر محفلی تماشایی برای مقابله قرآن و طرح مسائل شرعی برپا می ساختند و شیخ اسدالله قاری نابینا اصلاح قرائت و حل مسائل میکرد.
در سه شب احیا اهل اندرون در تالار طنبی نماز قضا به جای آورده و قرآن سر میگرفتند و نیز الغوث که یکی از اعمال مخصوص شبهای مزبور است خوانده و هر بندی از آن را به شیشه گلاب با چند شاخه نبات و حبه قند میدهند.
.........................
.........................
_ نوبویوشی فوروکاوا ژاپنی، در سفرنامه خود چنین نوشته؛
« از اعیاد دینی ایرانیان، عید پایان ماه رمضان است که آن را فصل روزه میگویند، و ماه نهم سال در تقویم اسلامی است. در این ماه بود که[به تصریح کتاب مقدس مسلمانان] قرآن بر حضرت محمد نازل شد.
در این ماه که رمضان خوانده میشود، مردم همه در روز میخوابند و هنگام عصر بلند میشوند. هر روز غروب در مرکز شهر توپ میاندازند تا هنگام افطار را خبر بدهند.
مردم به شنیدن صدای توپ از خواب بر می خیزند و غذا میخورند و سپس به تلاوت قرآن و خواندن نماز میپردازند. در نیمه شب دوباره غذا میخورند و شب را به روز میرسانند، و با دمیدن سپیده صبح دوباره میخوابند. زندگی آنها در سراسر این ماه بر این روال است. »
_ یوشیدا ماساهارو، در سفرنامه خود بعنوان اولین فرستادگان ژاپنی به ایران، چنین مینویسد ؛
« در روزهایی که ما در شیراز بودیم، ماه رمضان آمد. در این وقت سال اگر شتابان به تهران میرفتیم شاید که نمیتوانستیم با مقام های ایرانی ملاقات کنیم و دشواری پیدا میکردیم. این بود که در رفتن به تهران شتاب نکردیم. دیدیم که این وقفه ناگریز فرصت خوبی است که سر فرصت نگاهی به تخت جمشید بکنیم و بهتر دانستیم که طوری برویم که اواخر ماه رمضان در تهران باشیم.
ماه روزه اسلامی را فارسی زبانان «رمضان» میگویند. هر سال تقویم اسلامی 365 روز دارد. این تقویم کبیسه ندارد، و رمضان ماه ششم سال است. هر شصت سال یکبار رمضان به زمستان میافتد. طول ماه رمضان 30 روز است. در این ماه، ایرانیها در مدت روز فقط به نماز و نیایش پروردگار میپردازند و از رفت و آمد و معاشرت با دوستان پرهیز میکنند، چیزی نمیخورند و وقتشان را یکسره وقف عبادت میکنند. اما خیال میکنم که در شب میتوانند غذای سبک و ساده مانند کایو بخورند، چون اگر سی روز رمضان را سراسر روزه نگه دارند، زنده نمیمانند. در یک ماه رمضان در ایران همه خانهها در به روی دیگران میبندند و دکانها هم بسته است. نمای شهر در این ماه به «چو_این» یا ایام مصیبت در ژاپن مانند بود.»
_ پیترو دلاواله، سیاح ایتالیایی ، در دوره صفویه چنین شرح میدهد؛
« روز بیست و یکم ماه رمضان هر سال، از طرف مردم، به مناسبت شهادت علی (ع) رهبر بزرگ و مورد احترام شیعیان انجام میگیرد... در این روز دو دسته مهم، که هر کدام نماینده یک قسمت شهر هستند، به راه میافتند و تعداد زیادی از سران و بزرگان کشور نیز در دسته مورد علاقه خود شرکت میکنند و در این کار بر یکدیگر سبقت میگیرند؛ حتی اگر خود شاه نیز در اصفهان باشد؛ به انتخاب خود، با یکی از دستهها که بیشتر طرف توجه او باشد، همراهی میکند.
جلوی هر دسته، چند اسب که طبق رسوم محل، آراسته به زینت فراوان هستند، حرکت میکنند و وی زین آنان تیر و کمان و شمشیر و سپر و عمامهای قرار دارد. بعد از آن پیادگانی بیرق و علمهای متعدد و بزرگی را که دور تا دور آن، با نوارهایی زینت شده است، به زحمت، به دوش میکشند. تیغه علمها در زیر وزن سر آنها چنان خم شده، که صورت کمان بزرگی را پیدا کرده است و ظاهرا این اشیا نیز نماینده سلاحهای حضرت علی (ع) هستند. ولی البته این استنباط شخصی من است و هنوز چیزی در این باره از خود آنان نشنیدهام. بعد از اینها تابوت یا تابوتهای پوشیده به مخمل سیاه را بر دوش میکشند و ظاهرا اینها نشانی از تابوت حضرت علی (ع) است.
روی تابوتها مجموعهای از سلاحهای مختلف تعرضی و تدافعی و پرهای رنگین قرار دادهاند و دور تا دور آنها عده زیادی راه میروند و نوحه میخوانند و عده دیگری بوق و کرنا و سنج میزنند و فریادهای عجیب برمیآورند و جست و خیز میکنند. اشخاص معتبری که همراه دستهها هستند، بر روی اسب سوارند و بقیه که تعداد آنان بی حد و حساب است، پیاده میروند. دستهها میدان را دور میزنند و قبلا جلوی درب شاه و سپس جلوی مسجد بزرگ، مقابل کاخ توقف میکنند و مراسم مذهبی چندی در این محل توأم با نوحه و فریاد اجرا میشود و سپس مردم به خانههای خود میروند. »
منابع:
مرکز پژوهش های ایرانی و اسلامی _ خبرگزاری کتاب ایران









پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)