با عرض سلام خدمت شما...در پاسخ قبلی که به مدیر دادم روشی که در موردش صحبت کرده بودمو توضیح دادم... پیشنهاد کاملا آزادانه و محترمانه مطرح شد...اما در مورد پاسخ شما ممکنه بیشتر توضیح بقرمایید یعنی از شما یک شخصیت منفعل، تابع و قربانی بوجود نیاد. این جمله را میشه با مثالهای بیشتری توضیح بدین.... اما در مورد جمله دیگرتون...(در موردنکه شما چنین پیشنهادی برای این موضوع دارین صحیح هست، اما نباید امتناع ایشون از دیدار و ... سبب آسیب به روابط خود شما با اعضای خانواده، فامیل بشه. آسیبی که کم کم خودش رو با ( احساس گناه_ سرزنشگری_ پرخاش_ افسردگی... ) نشان خواهد داد.) اتفاقا الان همین حسهای بد را دارم...حجالت زده در نزد خانواده خودم...چیزی به رو نمیارن اما همین چشمها و سکوت منو شرمنده تر میکنه...خانمم آخر شب روز بعد مثل آدمی که چنیدن پشت غریبه هست دم دری گفت به پدرم بیاد پایین تا بهش تسلیت بگه..چقدر برای این مدل تسلیت گفتن حرص خوردم که این چه مدلشه و چرا بالا به منزل ورود نکرد و تنها به همین پدر صاحب عزای من یا بقیه اعضای خانوادم تسلیت نگفت.... اتفاقا الان حس عمگین دارم و خیلی ناراحتم... در نکته سومی که اشاره فرمویدن انتخاب موضع درست بود...برای این هم توضیح بفرمایید لطفا....ینی چه کار کنم؟ بی خیال بشم و چیزی نگم و انتظار نداشته باشم ؟ بگم قهر باش تا هر موقع خودت راحت بودی....منتظر پاسخ های شما عزیزان هستم..ممنونم از همگی








علاقه مندی ها (Bookmarks)