ادامه داستان اینکه:
وقتی با همکارهام درباره این موضوع صحبت کردن متوجه رفتارهای نادرست دو نفر دیگه از اقایون مرکزمون هم شدم....
اما تمام اونها مربوط به یکسال و نیم اخیر میشد که مسئول مرکز ما تغییر کرده بود ....
یعنی تا قبل از اون این اتفاقات در مرکز ما سابقه نداشته با اینکه برخی از همکارها ثابت بودند از جمله همین خدماتی
......
مرکز ما یک بخش جدا دارد که ساختمانش از مرکز جداست و به طور عادی در اون بخش فقط خانم ها مشغول به کار هستند . از زمانیکه مسئول مرکز جدید اومدن یک اقا رو که جدیدا وارد مرکز ما شدن رو گذاشتن اون قسمت به عنوان مسئول امور اداری در حالیکه اون بخش نیاز به چینن فردی نداشت و زمانیکه این اقا اومد اونجا همه تعجب کرده بودن و براشون سوال بود چرا این اقا اومده اینجا خود این اقا هم شاکی بود که من باید در مرکز باشم و نمیخوام اینجا باشم
........
وقتی ستاد اومدن بازدید مرکز ما.... ایراد گرفتن که این اقا که اسمش رو میگذارم x باید در مرکز مستقر باشن اما مسئول مرکز مقاومت کرد و حتی از نفوذش در معاونت استفاده کرد و معاونت زنگ زد و گفت اقای x باید بنا به دلایل مدیریتی در همون قسمت باشن
.........
زمانیکه من درباره داستانم با خدمات با همکارها صحبت کردم اولین همکارم گفتن من هم رفتارهای نادرستی از برخی از اقایون مرکز دیدم از جمله اقای x اینکه این اقا مدام تکه های جنسی میپرونه (نمیتونم حرف هاشو بگم فکر کنم کمی زشتن اما واقعا معنادار بودن) و نه تنها از این اقا بلکه اقای دیگری به نام n هم که متاهل هستند مدتی میدیم خیلی با من صمیمی شده اخر وقت پیام میداد احوالم رو میپرسد و...و از خدماتی هم اینکه یا بار اقایی رو اوده بود این بخش و گفته بود فامیلم هست و بعدا بهم گفت خواستگارت شده ولی شرایطش خوب نیود و نخواستمش و گفتم خانواده ام قبولش نمیکننداما اصرا کرد یه مدت با هم دوست باشید بعد خانواده مجبور میشن قبول کنن ولی این خانم قبول نکرده بود








علاقه مندی ها (Bookmarks)