برادر سلام، خوبی؟
در درجه اول، من میخام باهات همدلی بکنم و بگم که تا حدودی حالاتی که داری رو درک میکنم. مرحله سختی هست...
و اما در مورد اصل قضیه، من نمیخام لیبل یا برچسب بزنم روی شما. پیشنهاد میکنم یکم دور شین از قضیه و از بالا جفتتون رو در نظر بگیرین و ببینین بر مبنای معیارهای اصیل ازدواج، آیا میتونین با هم دیگه زندگی کنین یا نه؟! جزئی نگری و کمال یابی در ازدواج، لامسب، خیلی چیز بدیه که متاسفانه گریبانگیر خیلی از پسرای جوون شده. بنظرم همزمان باز هم با روانپزشک یا رواندرمانگر تون صحبت کنین، و بگین که چطوری میتونین از کمکهاشون استفاده کنین در این زمینه.
جذابیت!، چه واژه ای! خیلی روی ذهنتون و اطلاعاتتون و دانشتون از ازدواج فکر و مطالعه کنین. ببینین توی ازدواج دنبال چی هستین، چی میخاین و چه پارامترهایی باعث میشه زندگی مشترکتون پایدار بمونه. این چیزایی که میگم شعار نیست و عین حقیقته. یه حداقلی از دلپسندی و بانمکی خانم برای آقا (و بالعکس البته) لازمه، ولی حساسیت بیش از حد روی این قضیه مشکلساز خواهد بود.
این که میگین بنظر خیلیا، شما دو تا ظاهرتون ...، یعنی اینکه خیلی حواستون به حرفای اطرافیانتون هست، بیخیال، ببینین دل خودتون چی میگه، ببینین عقلتون چی میگه، بقیه رو ول کنین، نکته مثبتی اگه توی حرفای بقیه میبینین استفاده کنین، وگرنه ....
موفق باشی.
منم شرایط ازدواج رو دارم و دنبال گزینه هستم، ولی بخاطر شرایط کاریم متاسفانه خیلی سخت گزینه پیدا میشه. امید بخدا، ببینیم چی میشه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)