سلام خانم رفتگر عزیز. من تاپیک شما را کامل خواندم. شاید مساله ای در زندگی شوهر شما پیش آمده است که مزید بر علت شده است. می تواند از یک التهاب یا عفونت پنهان در بدنش باشد تا مسایل کاری یا حتی یک اتفاق که ارتباطی با زندگی شما ندارد و شوهرتان فقط آن را شنیده است. به نظر من شما باید مدتی صبر کنید تا آب ها از آسیاب بیافتد و شوهرتان از نظر هیجانی تخلیه شود. اصرار به آشتی آتش خشمش را بیشتر شعله ور می کند. من نمی گویم حق با او است یا شما. اما اگر فکر می کند درباره او اجحاف شده است به او حق ناراحت بودن را بدهید و فرصت دهید تا ارضاء شود. اگر حس کند حق ناراحتی از زندگی ندارد حالش بدتر می شود. آدمیزاد گاهی نیاز به نق زدن دارد. مثل بیماری که درد دارد و با ناله کردن خودش را آرام می کند در حالی که ناله درد را کم نمی کند.
در این مدت به کارهایی که دوست دارید و مخصوص خودتان است بپردازید. مثلا من یکبار اختلافی با یکی از نزدیکانم پیدا کردم. مدتی به خودم و او فرصت استراحت دادم و به خودم پرداختم. روی تختخواب راحتم تکیه زدم. پتوی گرمی روی پایم انداختم و قلاب بافی کردم. حاصل کار شالگردنی شد. می دانید چه کسی آن را استفاده کرد؟ خود آن کسی که با او دعوایم شده بود. اگر می توانید به دیدن اقوام و نزدیکان بروید یا حتی کار عقب افتاده ای را انجام دهید.در کل به خودتان برسید و بها بدهید هر طور که صلاح می دانید. اصلا اگر نیاز دارید استراحت بیشتری داشته باشید تا آرام شوید. می توانید از دمنوش های آرام بخش که به صورت آماده عرضه می شود استفاده کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)