
نوشته اصلی توسط
Mvaz
سلام وقت بخیر
مشاور شما در باره خودتون و نحوه مدیریت رفتار هاتون به شما چه راهنمایی های داده؟!
میشه اونها رو هم بگید
اینم بگم من تو همین دو سال، هیچ تنشی ایجاد نکردم، خوب یا بد سعی کردم مسائل رو در خودم حل کنم
اولویت رو گذاشتم ارامش خودم و زندگیم
و همیشه سعی کردم از حاشیه دور باشم
مخصوصا خانواده ها که همیشه خط قرمز من بودن
دومادشون عمل مغز انجام داده بود، همه فامیل خبر داشتن اما از من مخفی کردن
به همسرم کفتم ، کفت اااا منم نمیدونستم، و همونجا به خواهرش پیام داد چرا به زن من گفتی ؟ منو خراب کردی
خواهرشم کفت من نگفتم و ...
(جایی نشسته بود ک پیاماش میخوندم)
ایشون عملش تموم شد ، همه به من گفتن نرو عیادت وقتی تورو غریبه دونستن ونکفتن
با روی باز رفتم عیادت و به خودم و همه گفتم حوصله بچه بازی ندارم، همسرم خودش خیلی شرمنده شد و دیدم چه عکس العملی نشون داد و چقد خجالت کشید، همین برام کافیه
حتی به روی همسرم نیاوردم که میدونستی و نکفتی و ،...
تموم شد و رفت
اما ایشون ول نمیکنه هیچی رو،
سر کار میرم، دانشگاه میرم، و به شدت میخواستم سالم و به دور از چیزای بچه گانه زندگی کنم
خودش میدونه هیچ گلایه ای و ناراحتی از خونوادش یا مسائل وارد زندگیمون نکردم
اما ایشون همیشه ناراحته، همیشه بدبینه
همیشه غر میزنه
همیشه گلایه داره، از برادرم، از مادرم، از خواهرم
و من تمام مدت دارم توضیح میدم
عزیزم داری اشتباه میکنی، کسی قصد نداره مارو اذیت کنه،
عزیزم ولش کن، این حرفا مال ایناس که تازه ازدواج کردن
عریزم ولش کن، زندگی ارزش نداره
و حتی بارها به برادرم بد و بیراه گفته و من فقط سکوت کردم تا شاید تخلیه بشه
اما هفته بعد دوباره ناراحته
به قدری روی من فشار روانی اورده که گاهی حس میکنم چقد خاله زنکه
اما من بیان خوبی ندارم و همیشه حرفام یادم میره
و اینجور وقتا مقصر منم و دارم زندگیمو نابوذ میکنم
يا راهي خواهم يافت
يا راهي خواهم ساخت
ویرایش توسط Somebody20 : سه شنبه 06 دی 01 در ساعت 17:31
علاقه مندی ها (Bookmarks)