با سلام و احترام
مقدمه ای مهمتر از متن:
ازدواج، شغل، فرزند، ارتباط، اوقات فراغت، مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و همه رفتار ما حتی نحوه ادراک هیجانات ما تابع نگاه کلی ما به زندگی هست. فهم مبدا و انتهای زندگی است. فهم هدف زندگی هست.
در واقع فهم فلسفه زندگی ، مانند آهن ربایی هست که تمام اجزاء زندگی چون براده های آهن در راستای آن قرار میگیرند و معنی می یابند.
1) دیدگاه و نوع نگاه به زندگی
با توضیحی که در این مقدمه دادم ، ازدواج شما تابع نگاهتان به زندگی هست. در این نگاه شما همانطور که اشاره کردید ازدواج نمی تواند به شکل صحیحی پازل زندگی شما را تکمیل کند. و تنهایی را بهتر می دانید.
ای کاش با توجه به فلسفه زندگی شما. مشکل به همین سادگی حل می شد و قبول طلاق، یا مجردی می توانست به تعارض های شما پایان دهد و آرامش و رشد را به شما هدیه دهد.
اما متاسفانه ماهیت این نگاه به زندگی و فلسفه منفعت طلبانه تک بعدی، یا لذت جویی کوتاه مدت یا یک متغیری، در همه ابعاد زندگی سایه هولناک خود را می اندازد و پایدار و مستمر هست.
وقتی ذهن دودوتا می کند و یک بعدی و ساده به نتیجه می رسد که فلان انتخاب سود کم و هزینه زیاد دارد، شما نتیجه می گیرید این انتخاب را کنار بگذارید.
در حالیکه تمام انتخابهای این جهان تحت متغیرهای بی شماری هست. که از این میان دهها و صدها متغیر بسیار مهم نزدیک خود دارد که باید آنها را هم در نظر گرفت.
یک مثال برای ساده سازی:
یک ماه به کنکور هست. دانش آموزی حساب می کند که اگر روزانه 10 ساعت درس بخواند، ارتباط و پارتی با دوستانش را از دست می دهد. باید بیخیال مسافرت بشود، لذت خواب را کنار بگذارد، لذت بازی و فیلم دیدن و موسیقی و آزادی عملش را از دست بدهد. و در ازای آن فقط کنکور قبول شود که چه؟ این همه آدم کنکور قبول نشدند آیا مردند!!!؟؟؟
دقت کردید این استدلال و حساب سود و زیان بر اساس چند متغیر منطقی به نظر می رسد. اما از آنجا که سایر متغیرهای مهم و ضریب وزنی و ارزشی آنها در نظر گرفته نشده منجر شده است که این دانش آموز با ساده سازی اشتباهش، نتیجه گیری اشتباه کند و زندگی خود را در معرض ضرر قرار دهد.
اگر به ابعاد زندگی از جمله ازدواج این نگاه ساده براساس لذت و منفعت تک بعدی نگاه کنید. شما هم همین خطا را می کنید.
اما اگر همه متغیرها را (حداقل آن دست از متغیرهای مهم و نزدیک) مورد ارزیابی و محاسبه خود قرار دهید متوجه می شوید باید تغییری درروش خود بدهید.
کسی که ازدواج نمی کند یا طلاق می گیرد شاید راحت تر باشد و یا حتی در ابعادی رشد کند. اما بسیاری از موفقیت ها، خودسازی ها ، و معناهای زندگی در چارچوب خانواده و سختی های سازنده درون آن شکل می گیرد.
سختی ازدواج و مشکلات آن، مانند سختی های وزنه زدن و تمرین های یک ورزشکار هست که او را قوی کرده و رشد می دهد. و نتیجه آن موفقیتی بیش از دیگران هست.
تمام مسائل بالا در بعد شناختی و جهان بینی و فلسفی قابل بازنگری هست.
لینک های ذیل در رابطه با این بند از توضیحاتم کمک کننده هست:
آرامش و نحوه مواجهه افراد با مسائل و مشکلات زندگي
* ناسازگاری های شناختی و تعارض های ما
* چگونه بر ناسازگاری های شناختی خود فائق آییم؟!
2) خصوصیات روانشناختی و شخصیتی
اما اینکه چرا شما در چنین دامی افتاده اید. بر می گردد به خصوصیات روانشناختی و شخصیت شما.
برای آشنایی بیشتر با خود می توانید تست 240 neo از آزمون های معتبر و تخصصی روانشناسی شخصیت و همچنین تست mmpi را انجام دهید تا به بررسی اثر گذاری شخصیت شما در انتخابهایت پی ببریم.
3) ضرورت تغییر و مهارت آموزی در جهت صحیح
و در آخر پس از بررسی بخش اول (هدفمندی زندگی) ، و بخش دوم (خصوصیات شخصیتی و روانشناختی)، می توانیم سراغ بخش سوم که ضرورت تغییر، و مهارت آموزی در جهت صحیح هست را کار کنیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)