RE: خودم خودمو گم کردم
سلام سارا جون. تمام مطالبت رو خوندم . خوشحال شدم از اينكه رابطه تو با خانواده ات بهتر كردي و سعي هم كن كه بهتر از ايني كه هست بشه. فكر نمي كني يه كمي سنت براي ازدواج زوده؟ مشكل اصلي تو فعلاً اينه كه يه جوري پدرتو راضي كني. همه چيزو با هم قاطي نكن. با پدرت منطقي صحبت كن. با هم به مشاوره بريد. اگر رضا هم خواهان ازدواج با توست بايد بيايد كاملاً رسمي با خانواده ات صحبت كند و خانواده ات رو يه جوري راضي كنه. رضا بچه اش رو چرا پيش يه روانشناس نمي بره تا مشكل اصلي اش مشخص بشه. سعي كن تعادل رو تو زندگيت حفظ كني. اگر اين ور رو بگيري و اون ور رو ول كني تا ابد هيچ چيزي درست نمي شه. توكل به خدا هم يادت نره. ايشاالله هر چي خيره برات پيش بياد.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
علاقه مندی ها (Bookmarks)