وقتى ما جهان را از طریق یک ویروس کامپیوترى مى‌ بینیم، توجیه شقاوت‌ آمیزترین رفتارهایمان آسان مى‌ شود. اما آنچه نمى‌ بینیم این است که با سوء استفاده از کلام خود، خودمان را عمیق‌ تر در دوزخ جا مى‌ دهیم. ما سالیان متمادى غیبت شنیده‌ ایم و با کلام دیگران افسون شده‌ ایم، و همچنین با کلام خود در مورد خودمان. ما دائما با خودمان حرف مى‌ زنیم و اکثر اوقات چنین مطالبى به خود مى‌ گوییم: «اَه، چقدر چاق و زشت به نظر مى‌ رسم. پیر شده‌ ام و موهایم مى‌ ریزد. من احمق هستم؛ هیچ‌ وقت هیچ چیز را نمى‌ فهمم. هرگز به اندازه کافى خوب نخواهم بود و هرگز آدم کاملى نخواهم شد.»
ملاحظه مى‌ کنید که چگونه کلام خود را علیه خود به کار مى‌ بریم؟ ما باید بفهمیم که کلام چه هست و چه مى‌ کند. اگر شما اولین میثاق را درک کنید که مى‌ گوید با کلام خود گناه نکنید، آن‌ وقت شروع مى‌ کنید به دیدن همه تحولاتى که در زندگیتان رخ مى‌ دهد. اولین تغییرات در رابطه شما با خودتان اتفاق مى‌ افتد، و سپس در رفتار شما با سایرین، مخصوصا کسانى که بیش از همه دوست مى‌ دارید
ملاحظه کنید که چقدر وقت صرف غیبت‌ کردن درباره کسى کرده‌ اید که بیش از همه دوست مى‌ دارید، تا دیگران را قانع کنید که از نقطه‌ نظر شما حمایت کنند. چند بار توجه دیگران را جلب کرده‌ اید و علیه محبوب خود سم‌ پاشى کرده‌ اید تا دیگران به شما حق بدهند؟ عقیده شما فقط نقطه نظر شماست، و الزاما صحیح نیست. عقیده شما ناشى از باورهاى شماست، ناشى از منیّت شما و رویاهاى شما. ما همه این زهر را مى‌ آفرینیم و آن را انتشار مى‌ دهیم، فقط به این قصد که احساس کنیم حق با ماست.

اگر ما اولین میثاق را در زندگى سرمشق خود قرار بدهیم و با کلام خود مرتکب گناه نشویم، همه سموم عاطفى از ذهن ما پاک مى‌ شود و دیگر در رابطه‌ مان با دیگران اثر نمى‌ گذارد.
معصومیت در کلام همچنین موجب مى‌ شود از طلسم‌ هاى منفىِ دیگران در امان باشیم. چون ما هنگامى باورى منفى را مى‌ پذیریم که ذهنمان برای آن خاک حاصلخیزى باشد. اگر شما با کلامتان مرتکب گناه نشوید، آن‌ وقت ذهنتان دیگر براى کلماتى که ناشى از جادوى سیاه هستند، خاک حاصلخیزى نخواهد بود. برعکس، براى دریافت کلماتى که ناشى از عشق هستند، حاصلخیز خواهد بود. شما مى‌ توانید میزان معصومیت در کلام را با میزان عشق به خود بسنجید. این‌که چقدر خود را دوست دارید و چه احساسى نسبت به خود دارید، مستقیما با کیفیت و صداقت کلام شما ارتباط دارد. وقتى در کلام بى‌ گناهید، احساس خوبى دارید، شاد هستید و با خود در صلح و آرامش به سر مى‌ برید شما مى‌ توانید تنها با عمل به میثاق اول، از دوزخ خارج شوید. هم‌ اکنون من این بذر را در ذهن شما مى‌ کارم. این که این بذر رشد کند یا نه، تنها بستگى به حاصلخیزى ذهن شما براى بذرهاى عاشقانه دارد. دیگر به عهده خود شماست که این میثاق را با خود ببندید: من با کلام خود گناه نمى‌ کنم. اگر این بذر را تغذیه کنید، به مرور که در ذهن شما رشد مى‌ کند، بذرهاى عاشقانه دیگرى را به وجود مى‌ آورد که جاى بذرهاى ترس را مى‌ گیرند. اولین میثاق، نوع بذرى را که اندیشه شما براى آن حاصلخیز است، عوض مى‌ کند.

با کلام خود گناه نکنید. این اولین میثاق است و شما اگر مى‌خواهید آزاد باشید، اگر مى‌ خواهید شاد باشید، و اگر مى‌ خواهید از آن مرتبه وجودى که دوزخ نام دارد بیرون بیایید، باید آن را بپذیرید. این میثاق اقتدار بسیارى به همراه دارد. کلام را در راه درست به کار ببرید. کلام را براى شریک‌ کردن دیگران در عشق به کار ببرید. از جادوى سفید استفاده نمایید، و از خودتان آغاز کنید. به خود بگویید که چقدر شگفت‌ انگیز هستید، چقدر عالى هستید. به خودتان بگویید که چقدر خود را دوست دارید. با استفاده از کلام، همه میثاق‌ هاى کودکانه و حقیرانه را در هم بشکنید. این کار ممکن است، چون من آن را انجام داده‌ ام، و من از شما بهتر نیستم. نه، ما عینا مثل هم هستیم. مغز و بدن ما مثل هم کار مى‌ کنند، چون همه انسان هستیم. اگر من قادر بوده‌ ام این میثاق‌ ها را درهم بشکنم و میثاق‌ هاى جدیدى بیافرینم، پس شما هم مى‌ توانید.
اگر من توانسته‌ ام با کلام خویش گناه نکنم، چرا شما نتوانید؟ تنها همین یک میثاق کافى است که کلّ زندگى شما را تغییر دهد. معصومیت کلام مى‌ تواند شما را به آزادى شخصى برساند، مى‌ تواند شما را به موفقیت عظیم و به فراوانى برساند؛ مى‌ تواند همه ترس‌ها را زایل کند و آنها را به شادى و عشق مبدل سازد.
تصور کنید که با معصومیت کلام چه‌ ها مى‌ توانید خلق کنید. با معصومیت کلام مى‌ توانید از دنیاى ترس‌ ها رها شوید و زندگى کاملا متفاوتى را تجربه کنید. مى‌توانید درست در میان هزاران انسان دیگر که در دوزخ زندگى مى‌کنند، در بهشت زندگى کنید، چون شما نسبت به آن دوزخ مصونیت دارید مى‌ توانید به ملکوت فردوس درآیید، تنها با همین یک میثاق:

با کلام خود گناه نکنید.