سلام به همگی
من وقتی به یاد خاطرات خیلی دورم می افتم تو بچگییاد دوران دبستان و سختی هاش و خوشی هاش یه سکوت قشنگی به من میده،،،
اگر تو همون حال و هوای بچگی برم بازم تلخی و شیرینی هاش و حس میکنم ولی اگر
با سن الانم نگاه کنم فرق میکنه .... اگر همون نگاه رو بیارم رو زمان حال میگم دنیا اصلا مهم نیست اصلا هیچی مهم نیست همه چی ی شکل دیگه ای میشه نمیتونم الان خوب توضیح بدم هم ارامش داره هم گیج شدن.... فکر میکنم که یعنی خیلی سال بعد هم همین نگاه رو خواهم داشت...جالبه برام.
- - - Updated - - -
همچین گفتم خاطرات خیلی دور بچگی....یعنی الان خیلی دور شدم از بچگی...الکی مثلا من الان ی ادم ۷۰ ساله امیاد خاطرات خیلی دورم می افتم تو بچگی![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)