سلام
گاهی اوقات برام یه سوالی بی جواب مونده کسی که پیر و فرتوت میشه. کاری از دستش ساخته نیست نه میتونه کسی رو راهنمایی آنچنانی کنه نه قدرت جسمی داره. نه زیاد حوصله داره توی جمع بمونه چرا اون دوران زجر آور پیری(حداقل به نظر من زجر آور) رو باید پشت سر بذاره؟ دیگه موندنش توی این دنیا چه فایده داره
اینقد این موضوع دغدغه م شده بود و بهش فکر میکردم و براش مطالعه کردم.... تا آخرش به این نتیجه رسیدم همون پیری هم یه نعمته حتی اگه با بیماری و رنج همراه باشه! اگه بپذیرم فلسفه و معنای حیات آدم شدن و آدم موندنه. چه بهتر دردها و رنجهای آدم شدن و کامل شدن توی این دنیای زود گذرباشه به تکامل برزخی موکول نشه.
الان میفهمم اگه پیرمردی یا پیرزنی فرتوت و بی صدا ساکت دم در یا توی حیاط نشسته تا روزش شب بشه. پشت این سکوت و رکود ظاهری حرکت و تکاملی هست که شاید خودش هم خبر نداشته باشه







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)