یه عزیزی بهم گفت که مادر طی چند سال اخر خیلی شکسته شده بود. من مخالفت کردم توی دلم باهاش! گفتم نه اینجوری نیست. بعد یه لحظه شک کردم...
رفتم آلبومهای قدیمی رو در آوردم و عکسها رو مقایسه کردم، دیدم داره درست میگه. مادرم این اواخر خیلی خسته شده بود. از چهرش خستگی می بارید. سالم بود، ولی خیلی خسته بود. نمی دونم حواسمون کجا بوده، واقعا شاید بخاطر این بوده که مدام پیشش بودیم و تغییرات رو حس نمیکردیم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)