با سلام و احترام
جسارتا مشکلی که شما مطرح کردید. ریشه مشکل شما نیست. و حل یا عدم حل آن هم نمی تواند از توالی مشکلات بعدی شما پیشگیری کند.
باید کانون مشکل را شناسایی و اقدام کرد.
با توجه به شناختی که از شما دارم و به صورت تحسین برانگیزی با هوش هستید. انتظار دارم توجه کنید و اجازه ندهید احساسات شما هوش شما را به اسارت بگیرد و خود مرکز فرماندهی تصمیمات شما باشد.
هر مشکلی در دنیا راهکارهای منطقی و دقیقی دارد. اگرچه هر راهکاری هم هزینه خودش را دارد.
در مقابل مشکلات خانواده به طور کلی سه راهکار اصلی و علمی وجود دارد. و هر کدام تبعات خودش را هم دارد.
1 - ادامه طبق وضعیت قبل و درگیر مشکلات ماندن ، یعنی منفعلانه مثل قبل ادامه دهیم.
2 - بازسازی رابطه با آموزش و مشاوره و تمرین و تکلیف و تاب آوری و سعه صدر و امید به بهتر شدن.
3 - طلاق ، پس از اینکه با بررسی و مشورت به این رسیدیم هیچ راه ترمیمی وجود ندارد.
این سه راهکار کلی هست. هم برای اعتیاد، هم برای خیانت، هم برای مشکلات شخصیتی، هم برای مشکلات مهارتی و هم ......
اما مثلا انتقام گیری
مقابله به مثل
درگیری
لجبازی
فریب کاری
و هزاران کار دیگر هیچکدام راهکار صحیح نیست. بلکه موجب خودآزاری یا دیگر آزاری می شود.
یعنی وقتی می شود با تصمیم صحیح تر و تخصصی تر تبعات را برای خود کم کنیم، از روی احساس روشی برمی گزینیم که تولید مشکلات پیوسته کرده و یک عمر در مقام حل آنها بر می آییم. این همانجایی هست که باید تغییر اساسی کند.
شما نیاز هست به کمک یک مشاور متخصص یا حتی اگر قبول ندارید مشاور های مختلف یک راهکار از این 3 راهکار کلی را به نتیجه برسید و آن را ادامه هید.
نه اینکه تجربه حسی خود را در مقام فرماندهی بنشانید و دنبال روی کنید.
چون قطعا به آرامش و رشد شما را نخواهد رساند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)