به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    یه موقع هایی هر وقت اسم تقوا و پرهیز میشنیدم .فکر میکردم یه باید و نبایدهایی که از آدم یه موجود نچسب میسازه، اگر چه الان فهمیدم این تصور چقدر بچگانه و سطحیه.

    یه مدت زیادی بود خیلی فکرم درگیر بود که دارم چکار میکنم.چقدر راه و مسیر اصلیم درسته
    خیلی وقته دارم سعی میکنم.تمام چیزهایی رو که توی مسیر دینداری میدونم بهش عمل میکنم. معمولا اثرش یه حالت لذت دائمی روحی که با لذتهای حلال دیگه اصلا قابل مقایسه نیست. یه احساس معنوی توام با لذت نمیشه خیلی وصفش کرد. چون اینجا همدیگه رو نمیشناسیم این تجربه رو میگم وگرنه کسی از دنیای بیرون متوجه نیست دارم چکار میکنم.

    یکی از چیزهایی که به سرعت این حالت رو ازم میگیره شنیدن غیبته. یعنی اون لحظه حس میکنم یه چیزی سریع حمله میکنه و اون ایمان و لذت رو میخوره هر چی بیشتر مکث کنم و جلوی غیبت کننده رو نگیرم این احساس بدتر میشه.

    اما یه تجربه دیگه ای این حالت و لذت رو ۲۴ ساعت یا بیشتر ازم گرفت. اونم جایی بود که مادرم عصبی بود و داشت بهم زور میگفت. فقط یه کم خیلی کم صدام بالا بردم و با اون لحن براش توضیح دادم که داره اشتباه میکنه. به سرعت نور و لذت درونم قطع شد. روز بعد هم باز عصبی بود و با وجودی که یه کاری براش انجام داده بودم میگفت این چیه. این بار کمی جروبحث کردم ولی به سرعت جلوی خودم گرفتم و جر و بحث نکردم. نیم ساعت بعدش خودش اومد پیشم و شروع کرد شوخی کردن

    وقتی به این دو اتفاقی که حق با من بود ولی کمی جروبحث کردم و اثر روحی بعدش فکر کردم دیدم اون لحظه من دچار غرور مخفی شدم و نیاز به یه تقوا و پرهیز داشتم.

    این تجربه رو به این دلیل گفتم که چون الان تمرکزم بالاست سریع متوجه اثر اشتباه بر روحم میشم. این اتفاقات برای همه ما میفته ولی به دلیل تمرکز پایین متوجه اثرات روحی و روانی کارهامون نمیشیم.
    لحظه به لحظه داریم امتحان میشیم و از هر امتحان موفقی یه تقوا و پرهیر بیرون میاد که بعد از عمل کردن،درونش آرامش و لذته

    به پدرو مادر نباید از گل نازک تر گفت حتی اگه حق با ما باشه. حتی یه اخم کوچک هم نباید کرد اولش کمی سخته بعدش بسیار لذت بخشه
    ویرایش توسط ammin : سه شنبه 05 مرداد 00 در ساعت 17:20

  2. 7 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    Mvaz (سه شنبه 05 مرداد 00), Niagara (پنجشنبه 07 مرداد 00), Pooh (سه شنبه 05 مرداد 00), لاله123 (سه شنبه 05 مرداد 00), افسونگر (یکشنبه 10 مرداد 00), شمیم الزهرا (جمعه 08 مرداد 00), طنین باران (چهارشنبه 06 مرداد 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.