سلام . پوه عزیز ، پدر و مادرم استرس شون رو به من منتقل میکنند و هم چنین سرزنش که خب من احتیاج به ارامش دارم بهتره کمکی نخوام ازشون ، خواهر منم بنده خدا شام و ناهار خودشو بپزه هنر کرده.
بابت رفتن به بیرون واقعا مجبور بودم اما خیلی خیلی رعایت کردم جاهای شلوغ هم نرفتم و فاصله مم حفظ میکردم. بازار گردی نبود چند تا مغازه بود که شلوغ هم نبود . راننده ای هم که این مدت همراهم بود رو میشناختم و میدونستم ماشنینش محافظ نایلونی داره بعدشم ضدعفونی کردم ماشینشو.









علاقه مندی ها (Bookmarks)