از طرفی هم شاید به قول دوستی، ناشیانه عمل کرده اند و نمیدونن چی کار کنن.
فرض کنیم اینجوری باشه. خب وقتی خواهر ایشون که تماس گرفت گفت که خودش ازدواج کرده و دو تا بچه داره، توقع نمیره اینقدر ناشیانه عمل بشه!
از طرفی اگر این آقا با این سن ۳۶ سال و تحصیلکرده و شاغل، اینقدر خام هستن که نقشه راه کلی برای مسأله اقدام به آشنایی ندارن، خب از این نظر هم یک جور خامی دارن. و حقیقتا حوصله ی اینکه به جای همسر داری، بخوام بچه داری کنم، ندارم.
البته شاید این همه مارک منفی زدن چندان معقول نباشه. ولی خب تمام اینها به عنوان یه زنگ خطر برام مطرح شده و تمایلم رو برای ادامه آشنایی کم کرده.
نمیدونم، شاید هم بهتر باشه بذارم یه ملاقات اولیه ای صورت بگیره. امیدوارم اون موقع خودش توضیح قانع کننده داشته باشه و بی تفاوت از کنار این تعلل هاش نگذره و من مجبور نشم خودم توضیح بخوام.








علاقه مندی ها (Bookmarks)