سلام.
جناب mvaz احوال خانم الهه زیبایی ها رو پرسیده بودید.
تا اطلاعی که اخیرا ازشون دارم کروناشون خوب شده و حالشون هم خدا رو شکر خوب بود.
.
.
امروز نوبت مشاوره گرفته ام. برای ثبت نوبت باید هزینه رو پیشاپیش پرداخت میکردم. پرداخت کردم. ولی حس میکنم برم پیش مشاوره هه، ازش عصبانی باشم و خوشم نیاد ازش.
یادش به خیر چندین سال پیش یه جا میرفتم مشاوره چند جلسه. مشاور یه آقا بود که اتفاقا خودش مشکل جسمی و حرکتی و بینایی داشت و به سختی راه میرفت. ولی خیلی خوب بود. یادمه چون تعداد جلساتم زیاد بود، بعد سه چهار جلسه که رفتم منشی رو صدا کرد و گفت از این به بعد با فلان مقدار تخفیف برای من حساب کنن. حیف بعدش از استان ما رفت. مرد خوبی بود. حتی یادمه بهم گفت شما استعداد روانشناسیت خوبه و حتی برام کتاب روانشناسی عمومی دانشگاه رو هم آورد و گفت بخون اگر علاقه داشتی روانشناسی ادامه بده.
منشیش هم یه دختر هم سن و سالهای من بود و با هم دوست شده بودیم. وضع مالی خانواده منشی خوب نبود و میگفت کلا یه هال کوچک و یه آشپزخونه خیلی کوچکه خونشون و توی خونه اصلا جایی نداره که بتونه تمرکز برای درس خوندن داشته باشه. و میگفت آقای مشاور بهش اجازه داده ساعت یک تا چهار بعد از ظهر رو که مطب تعطیله، بمونه اونجا و درس بخونه.
دو سه سال بعدش خیلی اتفاقی توی یه جای تاریخی شهر اون آقای مشاور رو دیدم که با خانمش بود. خانمش هم یه خانم محجبه و خیلی خیلی زیبا بود. کلی توی دلم ذوقشون رو کردم. یادش به خیر. امیدوارم هر جا هست سلامت و خوشبخت باشه.
امیدوارم تا روز مشاوره، عصبانیت و اکراهی که نسبت به این مشاور جدید پیدا کردم از بین بره. تعریفش رو که خیلی شنیده ام.








علاقه مندی ها (Bookmarks)